به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۱۴ شهریور ۸۹ [ ۱۲:۴۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۵-۲۴
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    2,141
    سطح
    27
    Points: 2,141, Level: 27
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 4 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    فوریه فوری...دختری که تو این دو ماه منو داغون کرد برگشته

    توی تایپیکی تقریبا 2 ماه پیش با این تیتر نوشتم

    دختر مورد علاقم امروز روز آزمایش ازدواجش با کسی دیگست؟خواهشا کمک
    سلام خواهش میکنم یه کمکی کنید و قضاوت کنید
    امروز که دارم این مطلبو مینویسم دختری که یکسال در کنارش بودم داره برای ازدواجش با یه پسره دیگه آزمایش خون میده.....
    نمیدونم نمیدونم به خاطر این که قلبمو به درد آورد آرزوی شکست تو ازدواج براش کنم یا بازم براش آرزوی خوشبختی کنم......
    خیلی برام سخته تا حالا تو عمرم هیچوقت احساس شکستگی غرور نکرده بودم...حس میکنم خوردم کرد...البته تویه این یک سال بارها خواستم ازش جدا شم اما اون همیشه دنبالم اشک ریختو زاری کرد...همیشه دلم بهش میسوخت...به خاطر همین تنهاش نمیذاشتم...توی این یه سال از موقعیتای خوب ازدواجم به خاطرش گذشتم...خیلی باهم فرق داشتیم همیشه بهش میگفتم اما قبول نمیکردو حرف از عشق میزد منه خوش خیال فکر میکردم واقعا عاشقمه...
    چهره ی زیبایی داشت...از نظر قدی تو زیر شونه هام بود نه این که من بلند باشم قد من 181 بود که این واقعا آزارم میداد...بینیشم عمل کرده بود...قبل از عملشم چهره ی جالبی نداشت(اینو تو عکساش دیده بودم)...از نظر خانوادگیو فرهنگیم تفاوت داشتیم...دختر خیلی آزادی بود...برام از رابطه های قبلش گفته بود صداقت خوبی داشت اما این که با یه نفرشون یه تریپ لاو در حد دو سال داشته برام قابل هضم نبود..همیشه میدیدم پسره زنگ میزنه و التماس میکنه...از این ترس داشتم روزی همچین اتفاقی برای خودم بیفته...بهش گفتم میترسم یه روز بشم مثل این پسره...اما گفت نه تو با اون همه ی این پسرایی که باهاشون بودم فرق داری....
    یه سفر دو هفته ای قسمتم شدو رفتم مکه....قبل از سفر مکه گفتم دیگه دوست ندارم این رابطه ادامه پیدا کنه...گفت پس بیا خواستگاریم...پسره دوست بابام خواستگارمه...من دیگه نمیتونم ازدواج نکنم دیگه من ۲۴ سالمه...بهش گفتم نه نه ما به درد هم نمیخوریم......
    اما اشک ریخت و زاری کرد که پس عشق و علاقه چی.......
    دوباره افتاد تو ذهنم.....از مدینه زنگ زدم بهم گفت دوستت دارم حسین.....
    تو اونجا دعام این بود اگه باهام خوشبخت نمیشه با یکی ازدواج کنه بره........
    بعد از سفر مکه اولین کاری که کردم بهش زنگ زدم...میخواستم بگم منم دوستت دارم....منم میخوامت...........
    اما اون گفت من تصمیمو گرفتم...این خواستگارم پسر خوبیه و باهاش خوشبخت میشم اما با تو نه....بهش گفتم اینکه حرف یک سال من بود...!!!میگفت تازه فهمیدم.....
    پسر خواستگاره یک سال از خودش کوچیکتره............
    رفتنش برام مهم نیست...این که خوردم کردو رفت مهمه...این که به خاطر پسر ی که تو ذهنش بهتر از من بود از همه ی افکارش گذشت از همه ی به اصطلاح عشقش گذشت....خورد شدم ...حس بدی دارم...چرا تا وقتی خواستگاری نیومده بود من همه چیزش بودم.....اما الان دیگه من شدم کابوسش...بهش میگفتم دارم می یام خواستگاریت به مادرم میگم به خونتون زنگ بزنه....اما اون گفت نمیخواد زنگ بزنید ما ضایعتون میکنیم......
    خیلی التماسش کردم اما اون اصلا نمیفهمید....
    خیلی شکستم.........خیلی شکستم...حس اینکه الان کنار کسی دیگستو به یاد منی که روز و شبمو از دست دادم نیست.......حس پایین بودنو خورد شدن میکنم حس این که خیلی حقیرم......................
    خیلی حقیرم که دختری که یک سال بهم گفت دوستت دارم به خاطر کسی دیگه رفت...........خدایا کمکم کن...شما هم تورو خدا دعام کنید.........یه قضاوتم بد نیست
    حالا اون دختری که تو این دو ماه داغونم کرده بود برگشته...
    دختری که بدترین حرفارو تو روزای آخر بهم زد...
    چقدر از شما دوستان کمک خواستم...
    بعد از اینکه رفته با اون آقا پسرو به من پشت کرده به قول خودش دلش پیش من بوده
    اون پسرو نمیخواسته......
    به نظرتون چی کار کنم...
    همون کاریرو رو که با من کرد!؟
    همون......
    میگه دوستت دارم...
    میگه من با کسی دیگه نمیتونم باشم!!!
    باور کنم............................................ ...
    شما جای من بودید چی کار میکردید............

  2. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۰۴ اسفند ۹۴ [ ۱۰:۴۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۷-۰۱
    نوشته ها
    1,947
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,457 در 1,179 پست

    Rep Power
    204
    Array

    RE: فوریه فوری...دختری که تو این دو ماه منو داغون کرد برگشته

    سلام hosi64

    هرگز رابطه دوباره را برقرار نساز


    انسان عاقل یک راه بن بست را دوبار امتحان نمی کند بلکه راهی نو می سازد برای پیشرفت خودش

    احساسات تغییرپذیرن........آنطور که مشخص است ایشان ثبات عاطفی ندارند و در هنگامی که خلاء احساس می کنند در پی برقراری رابطه ای برمی آیند

    این راهم لحاظ کن ایشان که هنوز هیچ گونه تعهدی در کار نیست بدین حد احساساتی عمل می نمایند .....در زندگی مشترک چه برخوردی خواهند داشت؟!

    برای احساس و شخصیت خودت ارزش قائل باش...این ما هستیم که اجازه می دهیم دیگران چگونه با ما برخورد کنند.


    موفق باشی

  3. 2 کاربر از پست مفید حسین پور تشکرکرده اند .

    ashegheallah (دوشنبه ۲۱ اسفند ۹۱),behroozsh (جمعه ۰۳ آبان ۹۲)

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۵ آبان ۸۹ [ ۱۹:۴۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۴-۲۱
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    2,326
    سطح
    29
    Points: 2,326, Level: 29
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 124
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 28 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: فوریه فوری...دختری که تو این دو ماه منو داغون کرد برگشته

    سلام..من با حرف نقاب عزیز موافقم...به نظر من خیلی قشنگ جواب شما را دادند.
    این خانم وقتی یک بار دم از دوست دلشتن زدند ولی در عمل یکجور دیگه حرفشان را ثابت کردند.فکر نکنم جالب باشه برگردی بااشون...درست که در گذشته قبل از شما با کس دیگه بودند و من راجع به گذشتشان نمیخوام قضاوت کنم اما از وقتی که شما وارد زندگیش شدین و ایشان دم از عشق و محبت میزدند نمی بایست که با وجود شما حتی فکر یک شخص دیگه را در ذهنشان راه میدادند چه برسه که با ازدواج با شخص دیگه آماده شوند..
    نه سعی کن دیگه حتی بهش فکر نکنی چه برسه که رابطه را دوباره باهاش آغاز کنی..البته بازم بستگی به خودت داره اما مطمئن باش احتمال قوی است که این خانم دوباره وقتی خلائئ را احساس کنند ممکن باز احساسات شما را به بازی بگیرند و حتی شما را به یکی دیگه بفروشند...
    نقاب عزیز ممنون از حرفتان و من کامکلا موافقم.

  5. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۰ تیر ۹۱ [ ۱۳:۳۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱۲-۰۵
    نوشته ها
    130
    امتیاز
    2,973
    سطح
    33
    Points: 2,973, Level: 33
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    176

    تشکرشده 167 در 63 پست

    Rep Power
    0
    Array

    | خیلی تنها

    دوستان سلام
    حسین آقای عزیز سلام
    طرف صحبت همه ی پسرها ، حتی خودم هستم ؛ این فداکاری های بیهوده چه معنا و چه فایده ای داره؟
    این کشتی داره غرق میشه مشت مشت دستامونو پر از آب میکنیم و بیرون میریزیم که غرق نشه؟؟!!!
    این چه جور فداکاریه؟! این چه جور بامرام بودنه؟!
    تازه وقتی بفهمیم کشتی رو هم اشتباهی سوار شدیم!!!
    باز هم میگم طرف صحبتم خودم و آقایون هستند
    حسین جان دیگه خودتو درگیر این رابطه نکن اینقدر سطح غرورتو پایین نیار پسر

    از خدا میخوام که موفق باشی داداش

  6. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۰ اسفند ۹۰ [ ۱۵:۱۷]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۵-۱۲
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    2,123
    سطح
    27
    Points: 2,123, Level: 27
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    112

    تشکرشده 114 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: فوریه فوری...دختری که تو این دو ماه منو داغون کرد برگشته

    از کجا معلوم که اگه دوباره یه نفر به نظر خودش، بهتر از شما پیدا کرد ، نره؟ عشق و دوست داشتن که این طوری نیست. اصلا به فرض که راست میگه و پشیمون شده! به نظر من محترمانه بگو ایشون رو فراموش کردی و دیگه نمی خوای وارد این رابطه بشی. اصلا شروعش نکن تا کش پیدا نکنه. برای تو باید این رابطه تموم شده باشه خیلی وقت پیش. چرا دوباره داری بهش فکر میکنی؟

  7. کاربر روبرو از پست مفید aftabgardon تشکرکرده است .

    ashegheallah (دوشنبه ۲۱ اسفند ۹۱)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۰۷:۳۳ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.