به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه ۱۵ خرداد ۸۹ [ ۱۷:۵۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۳-۱۵
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    2,078
    سطح
    27
    Points: 2,078, Level: 27
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    * آیا ازدواج با ایشون درست هست یا نه؟

    سلام
    من دختری 21 سا له هستم حدود 2 سا ل پیش با پسری 29 سا له در سفر آشنا شدم و بعد از گذشت 6 ماه دوستی معمولی به خواست من رابطه ی صمیمی تری برقرار کردیم در تمام این دوران خانواده ی من کاملا در جریان این دوستی بودند و با این رابطه مشکلی ندارند و با توجه به شناخت تقریبی که از ایشون بدست اورده بودند از شخصیت ایشون بدشون نمی اومد حدودا بعد از گذشت 1 سال بود که حرف ازدواج بین ما پیش اومد ولی دوست من چون قصد ادامه تحصیل و رفتن از کشور رو داره هیچ وقت قولی به من نمی داد و در رابطه با ازدواج به من می گفت هنوز زوده برات ولی هیچ وقت هم منکر این قضیه نمی شد که منو دوست داره و اگر قرار بود اینجا بمونه ما 2 تا زوج خوبی برای هم می بودیم من خودم هم از قبل از آشنایی با ایشون قصد ادامه تحصیل در خارج رو داشتم و وقتی این مساله رو بهش عنوان کردم که ازدواج کنیم و با هم بریم گقت به دلیل مسائل ما لی و سختی های رفتن نمیتونه مسئولیت منو قبول کنه ولی حاضر به حمایت از من هست و خیلی هم خوشحال می شه که بعد از اون من هم برم پیشش. خلاصه در این 6 ماه اخیر ما اکثرا در گیر رو دار این بحث بودیم و همیشه من این قضیه رو عنوان می کردم و دوست داشتم لا اقل بهم قول بده ولی از اون جایی که شخصیت محکم و عقلانی داره هیچ وقت این گفته ی منو قبول نمی کرد و من همش به دنبا ل راه حلی برای ازدواج زودتر با ایشون بودم یا این که حداقل حرفی بزنه که تو دلم از این بابت نگران نباشم ولی همیشه من و پا در هوا نگه می داشت.
    خوب نا گفته نماند که تو این مدت دوستی ما رابطه ی جنسی نیز با هم داشتیم و اکثرا به خواسته ی من بود منظورم اینه که از این قضیه این رو بر داشت نکنید که چون من نیاز جنسی طرف مقابلم رو بر طرف می کردم ایشون هم به نحوی از این دوستی سود می برده و هیچ وقت به من در مورد ازدواج نه نمی گفته تا وقتی که از ایران بره و من از یاد ببرمش. ولی خوب متسفانه حدود 1 ماه پیش تو رابطه من تقریبا بکارتم رو از دست میدم و شدیدا دچار ترس و اضطراب می شم ولی قبل از این قضیه به من کفته بود که یه مشکلی داره که اگه حل بشه اون موقع راحت تر در مورد ازدواج فکر می کنه وتصمیمش رو میگیره که بالاخره چه کار کنیم.
    بعد از این اتفاق به من کاملا اطمینان خاطر داد که می خواسته و می خواد که با من ازدواج کنه ولی یکم مشکلات داره این که تازه سربازیش تموم شده و پول کافی نداره برای شروع زندگی و این که چون قبلا یک بار برای ازدواج اقدام کرده بوده و تجربه ی خوبی نداشته از اقدام مجدد واهمه داشته و این قضیه بکارت من الان باعث شده که ترسش رو کنار بزاره و بالاخره تصمیمش رو بگیره و یکی دیگه از مشکلاتش اینه که واقها قصد ادامه تحصیل و رفتن داره و ممکن با ازدواج کردن نتونه خیلی خوب به چیزی که می خواد برسه
    بعد از این جریان حتی اومد و با پدر من نیز این موضوع رو مطرح کرد و یک بار هم اومد خونمون و با مادرم آشنا شد
    توی این رابطه الان خیلی مشکلات به وجود اومده که واقعا داره منو از پا در میاره و نمی دونم چی کار کنم
    موضوع مهم دیگه اینه که مادر پدر من از این اتفاق با خبر شدن و به شدت ناراحتن و هر روز بد تر از دیروز میشه برام البته دوست من نمیدونه که مادر پدر من از این قضیه آگاه شدن و مادر پدرم هم می گن که اون اصلا نباید بفهمه که ما میدونیم
    من الان به شدت متزلزل شدم که چه کار کنم آیا ازدواج با ایشون درست هست یا نه؟

  2. #2
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7,771
    امتیاز
    113,196
    سطح
    100
    Points: 113,196, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    تشکرها
    27,285

    تشکرشده 34,886 در 7,121 پست

    نوشته های وبلاگ
    4
    Rep Power
    1002
    Array

    RE: komakam konid

    سلام دوست عزیز

    به تالار همدردی خوش آمدی .

    از آنچه برای شما پیش اومده متأثر شدم .

    شما در سنی نامناسب ارتباطی بدون حدود و تعهد را برقرار کردید و بخصوص این که خود طالب ارتباط جنسی بوده ای ، نشان از خامی و عدم عاقبت اندیشی شما بوده و نمی دانم چطور خانواده اجازه این که شما چنین بی حدود رابطه برقرار کنید و به دوراندیشی شما را فرا نخواندند را دادند ؟.

    به نظر میرسه به امید این که این آقا بیشتر خواهان شما شود و به شما وابسته گردد و در نتیجه به ازدواج تن دهد رابطه جنسی برقرار کرده ای و باز به امید دربند شدنش اجازه از دست رفتن .... را داده ای . ( چیزی که متاسفانه امروزه فراوان می شنوم که دخترها هم دیگر را به آن دعوت می کنند و با اطمینان به عنوان ترفندی که پسر را وادار می کند باهاشون ازدواج کنه به کار می برند )

    در هر حال آنچه پیش آمده پیش آمده اما لازمه شما از آن عمیقاً درس بگیرید .

    قبل از هر چیز لازمه بگم که صرفاً به خاطر اتفاقی که افتاده ازدواج را دنبال نکن تا وقتی مطمئن نشدی اون مرد زندگی هست و به درد زندگی میخوره .

    اگر واقعاً خواهان شما باشه حتماً اقدام جدی می کنه ، شما باید مطمئن شوید که حرفهایش مبنی بر عدم امکان تأمین شما بهانه نیست.

    راهی جز این که پدر و مادرت جدی وارد قضیه شوند و بخواهند که یک بام و دو هوا بازی را کنار بگذارد و تصمیم قاطع بگیرد نیست .
    فقط این را در نظر داشته باشید که اگر امروز به خاطر اتفاقی که افتاده مجبور شود بدون انتخاب قلبی با شما ازدواج کند ، به احتمال قوی فردا در زندگی پای بند شماو زندگی با شما نخواهذ بود .

    پدر و مادر شما در این مورد چه راه کاری دارند ؟

  3. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه ۲۹ تیر ۹۰)

  4. #3
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه ۰۶ آذر ۹۰ [ ۰۸:۳۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۱۰-۰۷
    سن
    36
    نوشته ها
    1,275
    امتیاز
    12,573
    سطح
    73
    Points: 12,573, Level: 73
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,481

    تشکرشده 3,460 در 1,036 پست

    Rep Power
    137
    Array

    RE: komakam konid

    سلام
    خواهرم ای کاش با موضوع بهتری وارد تالار می شدید و این افتخار آشنایی به شکل بهتری بود اما به هر حال به کلبه همدردی خوش آمدید

    من هم مثل دوستان دیگه واقعا متاسفم که همجین مشکلی براتون پیش اومده .

    تو این ماجرا خود تون مقصر اصلی هستید و البته سهم پدر و مادرتون از شما بیشتر نباشه کمتر هم نیست!

    چطور امکان داره پدر و مادری از رابطه دوستی دخترشون با یک غریبه اطلاع داشته باشند و نگران حدود رابطه شون نباشند و زمانی هم که کار به همچین اتفاقی بکشه باز تظاهر به بی اطلاعی کنن !؟

    خود مشا با این سن و سال چطور راضی شدید سرمایه تون رو رایگلن در اختیار کسی که هیچ تعهد و مسئولیتی در قبال شما نداره قرار بدید ؟دختر عاقل چرا قبلش فکر نکردی ؟

    خواهر عزیز اگه این آقا از اول قصد ازدواج با شما رو داشت که حاضر نمی شد با شما رابطه ای خارج از حدود برقرار کنه چون در در اصل به خودش خیانت می کرد ! و مردانگی و غرورش این اجازه رو بهش نمیداد .

    یه پسر (مرد) وقتی خواهان یه دختر باشه برای ازدواج تلاش می کنه اونو به بهترین و درست ترین شکل به دست بیاره نه به راحت ترین شکل و با بی مسئولیتی ! هرچیزی که راحت به دست بیاد راحتتر از دست میره ! پس کاری نکنید که مشکل بررگتر بشه و یکی بشه دو تا .
    والدین شما تا همینجا هم خیلی کوتاهی و سهل انگاری کردن اینجا دیگه جایی برای ادامه اش نیست .باید جدی با مسئله برخورد کنن و گذشته که گذشت حداقل الان باهاش جدی صحبت کنن و تکلیف شما رو روشن کنن .اگه میخواد ازدواج کنید خب بیاد جلو و بهانه نیاره .
    شما هم به خاطر این مسئله از بعضی مسائل دیگه چشم پوشی نکنید یعنی ریش و قیچی رو ندید دست خودش هرکاری دلش خواست بکنه.ببینید اصلا مجرد بوده یا متاهل! با کس یا کسان دیگه ای در ارتباط هست یا نه ؟ چون بعید نیست همچین کسی که راحت نیازهاش برطرف میشه بخواد درست و حسابی ازدواج کنه !

  5. کاربر روبرو از پست مفید m.mouod تشکرکرده است .

    m.mouod (یکشنبه ۱۱ مهر ۸۹)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۰:۵۳ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.