به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
Like Tree1Likes
  • 1 Post By مدیرهمدردی

موضوع: همچو نور .... در ديده بنشانمت

  1. #1
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۲:۵۲]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,151
    امتیاز
    192,118
    سطح
    100
    Points: 192,118, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 89.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,374

    تشکرشده 34,352 در 6,012 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    همچو نور .... در ديده بنشانمت




    دیدمت ... آهسته پرسیدمت

    خواندمت ... بر ره گل افشاندمت

    آمدی ... بر بام جان پر زدی

    همچو نور ... در دیده بنشاندمت

    بردمت ... تا کهکشانهای عشق

    پر کشان ... تا بی نشانهای عشق

    گفتمت ... افتاده در پای عشق

    زندگی ست ... رویای زیبای عشق

    میروی ... چون بوی گل از برم

    رفتنت ... کی می شود باورم

    بوده ای ... چون تاج گل بر سرم

    تا ابد ... یاد تو را می برم

    بردمت ... تا کهکشانهای عشق

    پر کشان ... تا بی نشانهای عشق



    وقتي كه ارتقاء مي يابد خواستن هايمان
    و وقتي معني پيدا مي كند بودن هايمان
    وقتي عوض مي شود به عشق نگاه هايمان
    و وقتي جدا مي شويم از تكرار روزمرگي هايمان

    آنگاهي كه درونمان مي فهميم آنچه كه به زبان نمي آيد.
    آنگاهي كه درك مي كنيم آنچه را كثرت حرفهاي زندگي ، پنهانشان كرده است.
    با درونمان يكي مي شويم. وقتي كه سكوت بيرون و درونمان باعث مي شود فرصت شنيدن نداي باطني خود را بيابيم.
    كه شدن ما وراي بودن هست. و بودن موهبتي هست كه اكنون داريم. و شدن غايت آن چيزيست كه بايد بشويم.
    و شدن بيش از آن چيزي كه تنمان حس مي كند و جسممان بهره مي گيرد. ولي هرگز هم اين شدنهايمان جدا از اين جسم خسته امان نيست.

    گاهي ترنم باران، گاهي بوي ريجان و گاهي نجواي قرآن و گاهي صداي اذان تلنگري بر ما مي زند كه شايد بيدار شويم. و صداي باطن را بشنويم.
    يا شايد از حيرت در كثرت كائنات به در آئيم و در بحر بيكران وجودمان شناور گرديم.







    مايه آرامش را بيابيم كه درون ماست. و تفسير كنيم زندگي را با نسخه اي آسماني و نجات يابيم از عقلزدگي و علم زدگي از يكسو كه تدريج و نقصان و كمالات دم به دمش ملال افزايد و نسبي گرايي به پا كند و در لحظات بحراني زندگي تنهايمان گذارد و ديگر سو با مدد گرفتن از وحي، پرهیز کنیم از : جهل زدگی، سنت زدگی، خرافه زدگی، هنجار و عرف زدگی، بزرگان زدگی و ... كه ما را از فهم عمق و اساس تعاليم آسماني باز مي دارد









    آري براي آرامش و رشد مستدام نياز هست كه نسخه زندگي را صرفا از خالق هستي بگيريم و به جايش از عقل و به جايش از رفتار و به جايش از علم و به جايش از ... بهره گيريم.
    نسخه اي كه همه متغيرها در او ديده شده است، بدون اينكه تعارضي با هم داشته باشند.
    وقتي با او صحبت مي كنيم. بايد با عملگرايي و معني گرايي همزمان، پنبه كثرت زندگي را از گوش در آوريم تا صداي او را كه ما را دعوت به خويشتن مي كند ، بشنويم.

    دیدمت ... آهسته پرسیدمت
    خواندمت ... بر ره گل افشاندمت
    آمدی ... بر بام جان پر زدی
    همچو نور ... در دیده بنشاندمت



    http://www.hamdardi.net/thread-12409...html#pid113890


    فایل های پیوست شده
    عشق آفرین likes this.

  2. 12 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (دوشنبه ۱۱ مرداد ۸۹),عشق آفرین (چهارشنبه ۲۱ آبان ۹۳)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۲۲:۰۹ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.