به انجمن خوش آمدید

تالار همدردی نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

 
صفحه 1 از 29 123456789101121 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 283
  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۰ آبان ۹۱ [ ۰۹:۵۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۸-۱۳
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    4,954
    سطح
    45
    Points: 4,954, Level: 45
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    396

    تشکرشده 397 در 168 پست

    Red face نامه اي به همسر(دوستان لطفا نظر بدهيد)

    دوستان سلام
    طبق مشکلاتي که من داشتم و تو تالار مطرح کردم ميخواستم يه نامه به همسرم بنويسم و يه جورايي حرفاي دلم رو بهش بزنم نميدونم درسته يا نه ميخواستم نظرتون رو بدونم و بعد اقدام کنم اميدوارم نامه زير رو بخونيد و بهم بگيد البته هنوز کار داره و در ضمن يه کم من تو نوشتن احساساتم ضعيم :
    همسر عزيز و مهربانم سلام
    سالگرد ازدواجمون بهانه¬اي شد تا اين فکر به ذهنم بياد که با همديگه به چيزهايي که فکر ميکنيم بيشتر ناراحتمون کرده البته نه همش که ممکنه يه جورايي ما رو تو آينده هم درگير خودش کنه و به زندگي قشنگمون لطمه بزنه و يا چيزهاي قشنگي که خوشحالمون کرده رو به هم بگيم ، خيلي خوب ميشه تو هم برا من بنويسي و حرفاي دلت رو برام بگي، شايد کار مسخره اي باشه ولي مطمئنم هيچ چيزي هم نداشته باشه کمکمون ميکنه تا بهتر و بيشتر همديگرو بشناسيم و از چيزهايي که باعث خوشحالي و ناراحتي همديگه ميشه مطلع بشيم چرا که مطمئنا پيش اومده از خيلي چيزهايي که باعث رنجش شده بي خبريم و يا نميدونيم ممکنه اين موضوع تا اين حد همديگه رو ناراحت کرده باشه، در مورد خودم بايد اينو اعتراف کنم شده موقع هايي که ناراحت شدم ولي چيزي نگفتم و فقط تو خودم ريختم شايد بعضي مواقع بهتر بود با خونسردي و بدون هيچ جر و بحثي بهت ميگفتم ولي نگفتم و فقط خود خوري کردم راستش خيلي سخته که آدم بخواد عادتهاي بدي که داره و ممکنه به زندگي مشترک لطمه بزنه رو ترک کنه چون منم يه سري عدات بدي دارم که بايد تلاش کنم که ترک کنم ولي تو داري تلاشت رو ميکني و اون اينکه داري سعي ميکني کمتر عصباني بشي و حساس باشي و اگر هم ناراحتي پيش اومد خودت رو کنترل کني تا حرمت و احترام بينمون حفظ بشه و بي احترامي به من نکني بالاخره ممکنه راجع به چيزهايي بخوايم صحبت بکنيم که شايد تو دقيقا به اون موضوع حساسيت داري و از قضا من رو هم ناراحت کرده ، وقتي تو حساسيت نداشته باشي مطمئنا موضوع راحت تر مطرح ميشه و بهتر هم حل ميشه اين واقعا خوبه و نشون ميده هم زندگيمون برات مهمه و هم من ، و داري تمام سعيت رو براي بهتر شدن زندگي مشترکمون ميکني و من با تمام وجودم ازت ممنونم،
    از اين بابت خوشحالم که تو امور اقتصادي زندگيمون به فکر منم بودي و در اين مورد من اشتباه فکر ميکردم ، آخه ميدوني وقتي اطرافيانم رو ميديم که چه کارمند چه خانه دار تو اين مورد شوهرشون به فکرشونه و اين موضوع براشون حل شده ناراحت ميشدم و با خودم فکر ميکردم تو به فکر من نيستي و من هيچ جايگاهي تو زندگيمون ندارم يه آدمي که هيچ چيزي نداره حتي اراده و آرزوهاش و خواستهاش برا همسرش مهم نيست ميدونم اشتباه فکر ميکردم ولي اين مثل خوره افتاده بود تو جونم و هر روز بدتر و بدتر ميشد،دوران نامزديمون با اينکه بيشتر با هم اختلاف سليقه داشتيم و البته من اين امر طبيعيه اون هم باعث شده بود تا من حساس تر به اين موضوع بشم که آرزوهام برات مهم نيست در صورتي که اينطور نبود،
    خيلي خوبه که وقتي ناراحتم و احتياج به همدردي تو دارم متوجه ميشي و جوياي موضوع ميشي و اين خودش عاملي ميشه تا من مطمئن باشم مشکلاتم برات مهمه و تلاشت اينه که بهم کمک کني اما وقتي من از کار يا حرف تو ناراحت ميشم و دلم ميخواد از دلم در بياري و دلجويي بکني اغلب نميشه و اين بيشتر ناراحتم ميکنه چون که اين فکر به ذهنم مياد که ناراحتيم براش مهم نيست؟انگار نه انگار منو ناراحت کرده يعني اينقدر منودوست نداره که بخواد گذشت داشته باشه و منو خوشحال کنه؟باور کن تو چند باري که اين موضوع اتفاق افتاد و از دلم درآوردي بينهايت خوشحال شدم و موضوع هر چقدر هم ناراحت کننده بود از ذهنم پاک ميشد يا اگر هم نشده باشه سعي کردم تا بهش فکر نکنم،
    خيلي خوشحال ميشم وقتي تو بعضي چيزها سمجي مثل ادامه تحصيل من يا در مورد پيشرفت من ، در مورد چيزهاي که علاقه دارم انجامش بدم مثل همين ادامه دادن کلاس زبان و يا شنا و خيلي چيزهاي ديگه که تشويقم ميکني تا من بهترين باشم اما چيزي که هست لج بازي و يکدندگي تو چيزهاييه که ناراحتت کرده که اين خودش عاملي ميشه برا بيشتر عصباني و ناراحت شدن چون وقتي لج ميکني قهر هم وسط مياد و اينکه حرف من مورد قبولت نشه و مطمئنم که اين هم بهتر و بهتر ميشه چون داري تمام سعيت رو برا بهتر شدن زندگيمون ميکني.

    همسر عزيزم من با وجود تو براي آيندمون نگراني ندارم چرا که مطمئنم براي آينده مون برنامه ريزي خوبي ميکني تا تو زندگي رفاه داشته باشيم ولي اميدوارم خيلي از چيزهاي قشنگي که ما الان داريم بخاطر آينده اي که هنوز نيومده و نميدونيم چي ميخواد پيش بياد از دست نديم که بعدا بهش حسرت بخوريم، بيا يه قولي به هم بديم و سعي کنيم هميشه رعايتش کنيم و اون اينکه تو هر شرايطي که پيش اومد اول چيزي که هميشه بهش پايبند باشيم احترام به همديگه باشه ، احترام به نظرات هم ، احترام به حريم شخصي هم ، احترام به خانواده هاي هم ، احترام به خواسته هاي هم و،،، چرا که با تجربه اي که تو اين مدت به دست آوردم يکي از چيزهايي که به نظرم واقعا به زندگي لطمه بدي ميزنه عدم رعايت احترامه،

    عزيزم سالگرد ازدواجمون رو تبريک ميگم هم براي تو همسر خوبم و هم به خودم که همسري چون تو به من داده تا با تمام کم و کاستي هايي که تو زندگي ممکنه پيش بياد تمام تلاشت رو ميکني و بهترين ها رو براي من فراهم کني تا من راضي و خوشحال باشم و بخاطر همه خوبيهات ازت ممنونم عزيزم و دوستت دارم.

  2. 3 کاربر از پست مفید مي مي تشکرکرده اند .

    مي مي (یکشنبه ۲۷ تیر ۸۹)

  3. #2
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۹ مهر ۹۳ [ ۱۲:۳۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۶-۱۲
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,295
    امتیاز
    22,989
    سطح
    93
    Points: 22,989, Level: 93
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 361
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    11,612

    تشکرشده 12,300 در 2,264 پست

    RE: نامه اي به همسر(دوستان لطفا نظر بدهيد)

    می می عزیز
    نامه زیبا ئیه و قطعا تاثیر گذار هم خواهد بود.
    بنظر من توی نامه چندین بار تاکید کرده ای که "مطمئنم که اين هم بهتر و بهتر ميشه چون داري تمام سعيت رو برا بهتر شدن زندگيمون ميکني." این موضوع رو تداعی می کنه که شوهر تون داره اشتباهات قبل رو جبران می کنه و البته این تلاشش اگرچه خوب بوده اما کافی نیست و باید بیشتر تلاش کنه.

    حالا می پرسم : سهم شما از بوجود اومدن مشاجرات چی بوده و برنامه تون برا کم کردن این قبیل بگومگو ها چی ؟

    با تغییر ادبیات این سطور ، بخشی از این تغییر ات مثبت رو هم بدوش خودتون بگیرید.

    در کل نامه بسیار خوبیه و حاوی بار مثبت.
    موفق باشی

  4. 3 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (یکشنبه ۲۷ تیر ۸۹)

  5. #3
    del
    del آنلاین نیست.
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۱۰:۰۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۲-۳۱
    نوشته ها
    1,191
    امتیاز
    10,312
    سطح
    67
    Points: 10,312, Level: 67
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,120

    تشکرشده 3,503 در 898 پست

    حالت من
    Sepasgozar

    RE: نامه اي به همسر(دوستان لطفا نظر بدهيد)

    من هم با نظر baby عزیز کاملا موافقم؛ و البته یه نکته که با خوندن نامه ات به ذهنم رسید این بود که احساس کردم که شما داری تمام اشتباهات و مشاجرات زندگی تون رو به پای همسرتون میریزید و جوری صحبت کردید که انگار نه انگار که شما هم در این مشاجرات مقصر بودید و البته شما از بازخورد رفتارهای خوب همسرتون نوشتید و احساس میکنم کاش از تلاش های خودتون در قبال این زندگی هم می نوشتید و البته ای کاش توی یه قسمتی از نامه تون از خود خود وجودییه همسرتون می نوشتید از ویژگی های مثبتی که شما دوستش دارید و هیچ وقت نیازی نیست که اینها بخواد عوض بشه و شما به خاطر همه ی این خوبی ها عاشق همسرتون شدید و هستید!

  6. 3 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه ۲۷ تیر ۸۹)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۸۹ [ ۱۵:۳۹]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-۱-۲۸
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    2,321
    سطح
    29
    Points: 2,321, Level: 29
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 8 در 6 پست

    RE: نامه اي به همسر(دوستان لطفا نظر بدهيد)

    نامه خیلی خوبیه منتها برای ما خانما که حوصله داریم به نظرم تا اون جایی که می تونی کوتاه ترش کن چون مردا حوصله خوندن نامه به این طولانیی و ندارن اما عالی بود همه چیز و گفته بودی خوبیها و بدیها و کم کاستیها زیادی ها امیدوارم هیچ وقت مشکلی نداشته باشید و همیشه خوشحال کنار هم زندگی کنید

  8. 2 کاربر از پست مفید ---- تشکرکرده اند .

    ---- (دوشنبه ۳۰ فروردین ۸۹)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۰ آبان ۹۱ [ ۰۹:۵۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۸-۱۳
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    4,954
    سطح
    45
    Points: 4,954, Level: 45
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    396

    تشکرشده 397 در 168 پست

    RE: نامه اي به همسر(دوستان لطفا نظر بدهيد)

    دوستان تالاري تو رو خدا کمکم کنيد

    ديگه نميدونم چيکار بکنم خيلي داغونم،ديشب نامه رو به همسرم دادم ولي خيلي ناراحت شد البته يه شام خوب و هديه و با سر و وضع مرتب ولي خيلي ناراحت شد خيلي که هر کاري کردم از دلش در نيومد،ميگفت " تو قبلا همچين فکر ميکردي که من دارم پولت رو بالا ميکشم؟چرا بايد اين فکر رو ميکردي؟ مگه مال من و تو داريم؟ يعني چون من برات حساب باز کردم شدم آدم خوبه؟يعني اگه اينکار رو نميکردم هنوز اون طرز فکر رو داشتي؟ مگه من از پولا برا خودم چيزي يواشکي خريدم؟مگه خواهراي من که نميدونن چقدر ميگيرن و همه حقوقشون رو شوهراشون ميگيره چرا اونها از اين فکرا ندارن؟خيلي خودخواهي،خيلي آدم گدايي هستي که فقط به فکر خودت هستي،خيلي نديد بديد هستي، بخدا به زور دارم خودم رو نگه ميدارم و گرنه،،،،مگه شوهراي مردم چيکار ميکنن که تو نامه ات نوشتي ؟ دم به دقيقه که ميگي اخلاقت اينجوريه و اونجوريه برا چي مينويسي با اين نامه مزخرفت؟خوب بود مثل بعضيها عابرت و پولهاتو ميگرفتمو و بعد اگه پولي ميخواستي بهت ميدادم؟ مگه حساب منو و تو داريم؟ فردا پس فردا هم اگه خونه رو خريديم ميخواي بگي نصفش به نام من ديگه؟اصلا به فکر زندگيت نيستي و فقط فکر خودتي"بعدش هم ازم خواست تا نامه رو پاره کنم و بعد قهر کرد منم فقط گريه کردم و بهش گفتم منظوري نداشتم و قصدم خوشحال کردنش بود و چون دير به خونه اومده بود خسته بود و خيلي حرفامون کش دار شد و حرفا و شوخيهاي من اثري نکرد هيچي نگفتم تا کار به دعوا و ... کشيده نشه ،نميدون ديگه چيکار کنم حس ميکنم با آدم خوخواهي طرفم که هيچ آزادي نبايد از خودم داشته باشم و فقط هر چي اون گفت بهش عمل کنم و معلوم نيست چي تو اينده سرم بياد

  10. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۰ آبان ۹۱ [ ۰۹:۵۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۸-۱۳
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    4,954
    سطح
    45
    Points: 4,954, Level: 45
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    396

    تشکرشده 397 در 168 پست

    RE: نامه اي به همسر(دوستان لطفا نظر بدهيد)

    تو رو خدا دوستان کمکم کنيد هرچي کاشته بودم پنبه شد اون اصلا فکرش مشکل داره اصلا نگاه نميکنه ببينه خواهرش چي به سرش اومده فقط دلش ميخواد من بشم مثل خواهرش در صورتي که اين واقعا درسته يه مرد با زنش اينجوري رفتار کنه و همچين عقيده اي داشته باشه،وقتي اينجوري رفتار کرد با تمام وجود حس کردم از نظرش زن = همان بردگي عصر جاهليت اما از نوع مدرنش،ازش متنفرم،متنفر حالا بماند که دم از مومن بودن ميزنه تازه رشته اش هم مرتبط با دفاع از حقوق افراده ديگه چه انتظاري ميشه ازش داشت؟

  11. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۴:۲۸]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۱-۲۰
    نوشته ها
    980
    امتیاز
    9,492
    سطح
    65
    Points: 9,492, Level: 65
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 158
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience PointsTagger Second ClassSocial
    تشکرها
    3,449

    تشکرشده 3,872 در 961 پست

    حالت من
    Mehrabon

    RE: نامه اي به همسر(دوستان لطفا نظر بدهيد)

    می می عزیزم

    خانمی سعی کن آرامش خودت رو حفظ کنی .

    بگذار مساله واسه همسرت جا بیافته . سعی نکن وضع رو از اینی که هست بدتر کنی .

    گذشت زمان میتونه در فهم مسائل بهمون کمک کنه .

    واکنش امروز همسرت مهمه . سعی کن جبهه گیری نکنی و صبورانه برخورد کنی تا از نیت اصلی خودت فاصله نگیری.

    با توجه به واکنش های بعدی همسرت همه کمک میکنیم که از سیاست بهتر و کارآمدتری برای بهبود روابطتتون استفاده کنی.

  12. 3 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (جمعه ۰۳ اردیبهشت ۸۹)

  13. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۰ آبان ۹۱ [ ۰۹:۵۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۸-۱۳
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    4,954
    سطح
    45
    Points: 4,954, Level: 45
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    396

    تشکرشده 397 در 168 پست

    RE: نامه اي به همسر(دوستان لطفا نظر بدهيد)

    آخه چطوري همچين آدمي مگه درست ميشه،ديروز فقط کارم شده ازش معذرت خواستن و اينکه منظوري نداشتم و از دلش در آوردن امروزم از صبح دنبال مشاورم که وقت بگيرم ولي نتونستم خيلي داغونم خيلي،فقط بايد ناز و عشوه اين آقا رو تحمل کنم که حرف تو کله اش نميره و ناراحتي خودمو بذارم کنار و ناراحتي اون به جون بخرم خوب خسته کننده است.

  14. #9
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۴:۲۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    6,673
    امتیاز
    104,316
    سطح
    100
    Points: 104,316, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.8%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    21,365

    تشکرشده 28,605 در 4,830 پست

    نوشته های وبلاگ
    6
    حالت من
    Sepasgozar

    RE: نامه اي به همسر(دوستان لطفا نظر بدهيد)

    سلام
    نیاز به معذرت خواهی نیست. معذرت خواهی فقط برای وقتی هست که به عمد اشتباهی انجام داده ای.

    البته نیاز به مشاجره و جوابگویی هم نیست.

    در این گونه موارد باید با خوشرویی بگذاری زمان بگذرد. می تونی بگی که متاسفم که حرفم را اشتباه برداشت کردی.
    فقط می خواستم بگویم دوستت دارم و دوست دارم این دوست داشتنمون بیشتر شود. غیر از این اگر برداشت کردید. یا من بد گفتم یا بد برداشت کردی که بدینوسیله اصلاح می کنم.

    به نظر شوهرتان زودرنج هست. اگر چنین هست باید در مواقعی که هیجانی شده یا می رنجه اجازه دهی خودش با خودش کنار بیاید و کمی دورش را خلوت کنی. نه نازش رو بکش. نه باهاش برخورد و مشاجره داشته باش.

    فرد زودرنج اول از طرف مقابل می رنجه و بعد درخلوت خود احساس گناه کرده و از خودش می رنجه. لذا ناراحتی خودش از خودش را روی طرف مقابل پیاده می کنه.

    اما در مورد شیوه های ارتباطی و تعاملی اتان حتما به مشاور نیاز دارید. همچنین می توانید از لینک ذیل هم برای افزایش مهارتهایتان بهره مند شوید

    مهارتهای ارتباطی

  15. 6 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (یکشنبه ۲۷ تیر ۸۹)

  16. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه ۲۰ آبان ۹۱ [ ۰۹:۵۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-۸-۱۳
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    4,954
    سطح
    45
    Points: 4,954, Level: 45
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    396

    تشکرشده 397 در 168 پست

    RE: نامه اي به همسر(دوستان لطفا نظر بدهيد)

    سلام و با تشکر از مدير همدردي عزيز که سري هم به تايپيک بنده زدن،بايد بگم چطوري ميتونم ازش معذرت نخوام که اگه نشه کار به جاهاي باريک ميکشه حتي تا مرز کتک خوردن اونهم از نوع بد جورش ولي هر بار همش من متهم شدم و ميشم،حرف من براش مهم نيست و فقط حرفاي خودش رو قبول ميکنه و به هيچ وجه زير بار اشتباهش نميره، ديگه نميدونم چيکار کنم،آخه اينهمه دوستان ميگن مقايسه ولي مگه ميشه چرا نبايد مقايسه کنم ، مثلا همين چند روز پيش رفته بوديم خونه داداش من، زن داداشم موقع ازدواج پشت کنکوري بود و البته وضع خانوادگيشون هم زياد خوب نبود ولي داداشم دوستش داشت و هم از نظر تحصيلات و هم شغل و درآمد وضعش خوب بود در ضمن آدمه خيلي آروميه باهاش ازدواج که ميخواست بکنه انصافا براش کم نذاشت عروسيشون هم آبرومندانه که البته همه خرج عروسيش رو بابام داد بخوبي برگزار شد داداشم تشويقش کرد ادامه تحصيل بده اونهم تو دانشگاه آزاد يه رشته فني و انصافا هم براش کم نميذاره تا حد ممکن لباس خوب،مسافرت خوب،خورد و خوراک خوب نميگم اونها مشکل ندارن دارن ولي خدا رو شکر مشکل اساسي مثل مشکل منو ندارن ،اما شايد درست نيست گفتنش ولي من از هر نظر بالاتر بودم ،انصافا تو درس هام زرنگ،خانواده ام خوب و ظاهرم هم خوب که بخدا خيلي صبوري ميکنم و توقعم هم بالا نيست تحصيلاتم هم که خوب بالاخره ليسانس که داشتم ، حقوقم هم هر چقدر هم که کم باشه ولي خوب بالاخره کمک خرجي هستو تو يه جاي دولتي کار ميکنم ، اما نميتونم تو دانشگاهي که ممکنه حتي شده يه مقدار پول ميگيرن شرکت کنم حتما دولتي و تو شهر خودمون،دائما توسري خور که از ظاهرم، از خانوادم، از مبلغ حقوقم و از خيلي چيزهاي ديگه ايراد ميگيره، تو خورد و خوراک و پوشاکم هم که دائما ناله ميکنه که پس پس انداز چي؟ تو به فکر زندگيمون نيستي و شايد يک دهم چيزهايي که زن داداشم ميپوشه و ميخوره من ندارم و نميخورم ،به نظرتون اين اعصاب خورد کني نداره (اينو هم بگم ما از نظر مالي ما وضعمون بهتر از دادشم هست ولي متاسفانه هيچ لذتي از زندگي نميتونم ببرم هيچ لذتي و تنها هدفمون پس اندازه و بس) واقعا تو حکمت خدا موندم که چرا شوهر به اين حساسي و زود رنج که اينقدر هم خسيسه بهم داده ، همش با خودم ميگم خداجونم درسته خيلي از کارام اشتباه بود ولي خوب پشيمونم چرا با اين کار عذابم ميخواستي بدي؟يعني ميخواستي استغفرالله بدبخت بشم؟منکه هر عروس و دامادي رو که ميديم واقعا ازته دل از خدا ميخواستم خوشبخت باشن پس چرا من اينطوري شدم؟من که از اول گفته بودم اينجوري امتحانم نکن من طاقتم کمه،پس چرا آخه؟؟؟


 
صفحه 1 از 29 123456789101121 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.0
Copyright © ۱۳۹۳ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
Content Relevant URLs by vBSEO
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2014 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۹:۴۷ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.