فرشته مهربان عزیز، مطالبی که نوشتین بسیار مفید و جالب بود...

این مسائل فقط جنبه فردی ندارن بلکه میتونن در حد یک جامعه و یا یک کشور گسترده بشن..
یکی از دلایل عقب بودن کشورهای جهان سوم اینه که نیازهای مردم خودش رو شناسایی نمی کنه و بر طبق نیازهای اونها اقدام به تولید محصولات و پرورش بازار داخلی خودش نمی کنه.. در واقع واردات محصول که انقدر در کشورهای جهان سوم مشهوده به خاطر همین قضیه اس،
در واقع محصولاتی وارد این کشورها میشه که براساس نیازهای مردم در کشورهای توسعه یافته ساخته شده. حالا اگه بخوام از گستردگی موضوع کم کنم بهتره یکی از روشهای تصمیم گیری رو توضیح بدم..
وقتی یک محصول قراره تولید بشه، اول از همه باید نیاز و مشکل شناسایی بشه، به عنوان مثال نیاز به این هست که صندلی چرخداری برای معلولین ساخته بشه که تا اندازه ای نیازهای اولیه اونها رو برآورده کنه..
پس نیاز مشخص میشه: معلولین نمی توانند به راحتی نیازهای اولیه خودشان را برآورده کنن..برای اینکه بشه تمام راه حلها رو بررسی کرد روشهای متفاوتی وجود داره اما
یکی از پرکاربردترین روشها روش یورش ذهنی هست ، به این ترتیب که تعدادی از افراد داخل اتاقی جمع میشن و راجع به نیاز مطرح شده راه حل ارائه میدن، هر راه حلی که به ذهنشون میرسه حتی اگه خنده دار باشه و یا حتی اگه تخیلی و غیر ممکن باشه،
توی این جمع کسی حق نداره از کلمات نمی شه، نمیتونیم، هزینه زیادی داره، مسخره اس و ... استفاده کنه . شخصی هم تمام این نظرات رو می نویسه، در آخر، بعد از جلسه، نظرات و راه حلها بررسی میشه و بهترین راه حلها انتخاب میشه، حالا نوبت میرسه به انتخاب بهترین راه حل، در اینجاس که مواردی مانند هزینه، امکان ساخت، مواد موجود در کشور، فرهنگ جامعه و ... سایر محدودیتها برای انتخاب راه حل بهتر، درنظر گرفته میشن.
خوب حالا نوبت به طرح زدن برای این راه حل میشه، جالب اینجاست که طراح هم در مرحله اول بدون در نظر گرفتن هیچ محدودیتی از جمله هزینه و مواد و امکانات، شروع به اتود زدن می کنه، هر چیزی که به ذهنش می رسه رو روی کاغذ می کشه و در آخر، در مرحله دوم طرحهای بهتر رو انتخاب می کنه و اونها رو تا جایی که میشه اصلاح می کنه و در مرحله آخر هم از بین تمام طرحهای گلچین شده که معمولا بیشتر از 3 طرح هستن، با توجه به امکانات و محدودیت موجودو هزینه انتخاب می کنه و اون رو اجرا می کنه...
در واقع هر چقدر گزینه ها برای تصمیم گیری بهتر باشه، تصمیم بهتری خواهیم گرفت، بهتره در مرحله اول، هنگام تصمیم گیری از چیزی نترسیم،
« وابستگی ، به آنچه به آن عادت کرده ایم یا برایمان آشناست »تمام راه حلها رو بررسی کنیم و از بین اونها تعداد محدودی رو انتخاب کنیم و بعد راه حلی که پاسخگوی نیاز اصلی ما هست و همچنین شناخت کافی در موردش داریم رو انتخاب کنیم.... وقتی روش خاصی از تولید یک قطعه رو نمی دونیم بهتره ریسک نکنیم و روی تولید اون سرمایه گذاری نکنیم و از روشهای شناخته شده استفاده کنیم هر چند اگه وقت بیشتری رو از ما بگیرن..
...