به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۹۳ [ ۱۴:۱۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۲-۱۷
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    يه اختلاف سن جالب و پيجيده

    [align=justify]سلام خدمت اعضاي خوب سايت
    ميدونم كه در سايت مشابه بحث اختلاف سني وجود داره ولي چكار كنيم كه هركسي شرايط خاص خودشو رو داره كه ممكنه اين مشكل اختلاف سني رو نقض كنه.
    بنده همين تير ميرم تو سن 22 سالگي ، يكماه كه تو مقطع كارداني درسم تموم شده و دارم براي كنكور كارشناسي كه همين تيرماه هست آماده ميشم. واسه همين هرروز صبح و عصر ميرم كتابخانه دانشگاه.
    تو كتابخانه داشتيم درسمون رو مي خونيدم كه يه دفعه توجه ام به دختري كه اونم براي مطالعه اومده بود جلب شد و با توجه به اينكه تا حالا از هيچ دختري خوشم نيومده بود ازش خيلي خوشم اومد و داد قلبمون رو بلند كرد.
    قديما ميگن دل از دل خبره داره ، بعد از مدتي (از نگاه هاي معني داري كه به هم داشتيم) متوجه شدم كه ايشون نيز به من علاقه دارند.
    البته لازمه به عرض برسونم كه اين دختر از نظر خصوصيات رفتاري و اخلاقي ، خانمي بسيار متشخص و بانزاكتي هستند كه تونستن دل من بيچاره كه تا حالا به هيچ دختري اوكي نداده رو بدست بياره.
    فقط اين وسط همون مشكلي كه بيچاره هاي مثل من اين جا بيان مي كنند. احساس ميكنم كه چند سالي از من بزرگتر باشه. حالا چرا احساس ؟ واسه اينكه من هنوز هيچ صحبتي با ايشون نداشتم.
    خصوصيات فيزيكي بنده جوريه كه تا الان كسي نتونسته سن دقيق من رو حدس بزنه. از جووناي كه هيچ وقت دوست ندارند مثل جووناي الاف كوچه خيابون باشن هستم. يه تيپ مديريتي و باتجربه مثل استادهاي دانشگاه.(از خودم تعريف نمي كنم شما بذاريد پاي تفهيم موضوع)
    اين برميگرده به اينكه الان حدود 6 ساله تو محيطهاي اداري با مقامات بالا رفت و آمد دارم. اكثر دوستانم از نظر سن و مدرك از من بالاترهستن و اكثرشون ازدواج كردن و حتي بچه دارن . در يك كلام دوستي ندارم كه از نظر سني هم سن و سال من يا از من كوچكتر باشه.
    صورت جاافتاده و اخلاقم ، سن عقلی من رو بيشتر از سن شناسنامه اي نشون ميده.
    تنها چيزي كه بسيار من رو تو اين سن عصبي كرده بحث وقت و زمانه. من همونطور كه گفتم دارم براي كنكور ميخونم ، سربازي نرفتم (در اين مورد استثا من مشكل ندارم چون امريه دارم و سربازي توشهرخودم تو يه اداره اي هستم) ، تنها پسر خانواده (متاسفانه تو ديد تمامي فك و فاميل) شرايط مالي و كاريم خيلي خوبه كه فقط بخاطر نداشتن كارت پايان خدمت مشكل داشته.
    اين نكته رو متذكر بشم كه ممكنه من تو محاسباتم درباره سن اين خانم اشتباه كردم باشم . شايد هم سن و سال باشيم. اين قضيه خيلي ذهنم رو مشغول كرده و نمي دونم چطوري از ميزان سنش خبردار بشم.
    با توصيف تمامي اين شرايط ميخوام ببينم كه با اين دل عاشق چكار كنم . آيا موضوع علاقه ام رو با اين دختره مطرح كنم؟ چه توصيه هاي براي رسيدن من به اين دختر داريد؟[/align]

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۹۳ [ ۱۴:۱۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۲-۱۷
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: يه اختلاف سن جالب و پيجيده

    سركار خانم / آقاي "گرد آفريد" از جواب منطقيت ممنونم
    راستيتش من آدم خيلي احساساتي نيستم. هرچند كه از اولين برخورد من با اين خانوم مدت 10 روزه ميگذره اما براساس همين گفته هاي شما هنوز به ايشون پيشنهاد ندادم.
    هدفم از درج مطلب بالا و راهنمايي بنده بيشتر اين بود كه بدونم اگر كسي كه به دختري شديدا علاقمند بشه و در كل عاشقش بشه ولي اگر در شرايط مناسب ازدواج قرار نداشت چه راه حلي داره. يعني بايد تمام احساس و علاقه خود رو به هر شكلي حذف كنه تا شخص مورد نظرش ازدواج كنه.
    يعني بايد عشق و علاقه‌اش رو فداي شرايط فعلي كه داره بكنه.
    هركسي بيشتر از هر شخصي حتي مشاوره از شرايطي كه براي ازدواج داره خبر داره منتهي اين علاقه شديد است كه مانع در نظرگرفتن و لحاظ كردن شرايط ميشه.
    من فكركنم طبق گفته هاي شما عمل كنم بهتره زيرا بنده برعكس ديگران در اين مواقع سعي مي كنم بيشتر عقلاني تصميم بگيريم.
    من قبل از هر كاري سعي ميكنم با استفاده از ابزار قدرتمند اينترنت به آنچه كه در ذهن دارم برسم و به همين خاطر قبل از هر كاري در زمينه ازدواج در اين سايت عضو شدم و با بيان شرايط خودم درخواست راهنمايي كردم.
    اما من تا چند ماه آينده سه راه بيشتر ندارم كه هركدام يه سرنوشتي برايم دارند:
    1- قبول شدن در كنكور كارشناسي
    در صورتي كه من در كنكور قبول شم بايد به مدت حداقل 2 سال و نيم از شهرم به علت نداشتن رشته تحصيليم در مقطع كارشناسي دور باشم و در مدت اين دوسال در صورتي كه علاقه ام را به اين دختر نگم ممكنه ايشان ازدواج كنند.
    2- قبول نشدن در كنكور و رفتن به سربازي
    اما اگر قبول نشم بايد برم سربازي كه در اين صورت من دوره آموزشي كه فكركنم 45 روز باشه تو شهرمون نيستم مابقي مدت سربازي رو همونطور كه قبلا گفتم تو شهر خودمون تو يه اداره امريه دارم.
    3- كارشناسي دانشگاه پيام نور
    هرچند كه دانشگاه پيام نور تو مقطع كارشناسي دفترچه نداده ولي تو خبرها اومده بود كه بزودي اين دانشگاه تو مقطع كارداني به كارشناسي دانشجو مي پذيرد. در صورت مورد سوم درست بشه من اگه آدم درسخوني باشم ممكنه تا سه سال ديگر فازغ التحصيل بشم. در اين مورد نيز اين سه سال تو شهر خودمون هستم و در ضمن درس خوندن كار هم خواهم كرد.
    حال با احتساب سن بنده كه 22 ساله هست در نتيجه:
    در مورد اول: 2 سال و نيم دانشگاه و يك سال و نيم سربازي ميشه حدود 4 سال ==> ( سن 26 - كارت سربازي - ليسانس - نداشتن كار در حين تحصيل)
    در مورد دوم : يك سال و نيم سربازي ==> ( سن حدود 24 سال - كارت سربازي - فوق ديپلم)
    در مورد سوم : 3 سال و نيم دانشگاه و يك سال و نيم سربازي ميشه حدود 5 سال ==> ( سن حدود 27 سال - كارت سربازي - ليسانس - داشتن كار در حين تحصيل)
    حالا در كل نتيجه ميگيرم كه بنده تا حدود 2 الي 5 سال ديگه تنها تفاوتش با شرايط الان فقط يك كارت سربازي و يك مدرك ليسانس يا فوق ديپلم است.
    من در اينجا اين سوال رو دارم : مگر شرايط براي ازدواج يك شرايط 100 درصد هست؟ ما بايد اين نكته را بخاطر داشته باشيم كه متاسفانه جوانان هرچه سنشان بالاتر ميرود به تبع داشتن شرايط مناسب تر نزديك شدن به اواسط سن جواني و كم شدن انگيزه ، ديگر مثل اوايل جواني خواهان ازدواج نخواهند شد يا با حساسيت زيادي اقدام به ازدواج كردن مي كنند.
    من به اين دختر علاقه دارم و در بيان آنچه در دلم هست به ايشان فكر نمي كنم مشكلي داشته باشم.
    فقط دلم ميخواد كه قبل از هر كاري مشورتي كرده باشم ، البته بنده اصل قضيه احتمال سن بيشتر ايشان از من رو تنها دليلي مي دانم كه من رو از گفتن علاقه ام فعلا منصرف كرده است؟
    يه بحث ديگه اينكه من الان نمي خوام با ايشون ازدواج كنم. من ميخوام تمام شرايطم رو بهشون بگم (البته شايد اصلا شرايط من رو نپذيرفتن) و شايدم او يكسري گفته ها و شرايطي داشتن كه من از ادامه علاقه ام منصرف شدم.
    خواهش ميكنم همونطور كه متن حرفهاي قبلي رو بادقت خونديد و جواب داديد اين بار نيز من رو راهنمايي كنيد.
    حرفهايتان آرامش بخش و هدايتگر است.
    دوستدار شما ، عاشقانه

  3. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۹۳ [ ۱۴:۱۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۲-۱۷
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: يه اختلاف سن جالب و پيجيده

    دوستان سلام
    تشكر بابت راهنمايتون
    من شرايطم رو كاملا گفتم. با توجه به اعتماد به نفس بالايي كه در تمامي زمينه هاي زندگيم داشتم فكر ميكنم خودم شخصا ميتونم يك زندگي دو نفره رو چه از لحاظ مالي و چه از لحاظ روحي تامين كنم.
    همانطور كه در پست اولم گفتم من درسته 22 سالمه اما خوشبختانه يا متاسفانه از تمام زوايا چه فيزيكي و چه عقلاني بيشتر نشون ميدم. اتفاقا ديروز گواهينامه رانندگي قبول شدم كه همون بار اول قبول شدم . يارو سرهنگه كه امتحان رانندگي ميگرفت گفت كه از ميان كساني كه امروز امتحان دادن فقط شما استرس نداشتين و پاهاتون نمي لرزيد. اتفاقا با پسري همونجا آشنا شدم كه 4 بار رد شده بود ازم درباره سنم سوال كرد؟ منم بهش گفتم به نظرت سنم چقدره؟ گفت: 25 سال.
    هدفم از بيان اين مطالب اين بود كه به دو نكته توجه داشته باشيد درسته من فعلا شرايط ايده آل ازدواج رو ندارم ولي در عوض اعتماد به نفس بالاي دارم و قيافه ام بيشتر از سن شناسنامه اي نشون ميده.
    من در زمينه اينترنت ، گرافيك و نرم افزارهاي تحت وب و مالتي مديا تا حدي پيشرفت كرده و حرفه اي شدم كه امنيت بالايي شغلي براي خود درست كردم و در هر كجا كه شما تصور كنيد بانك ، ادارات ، كارخانجات و ... مي تونم به راحتي و با توجه به استعداد و سليقه اي كه دارم كار پيدا كنم.
    به واسطه كنكور من تمام فعاليتهاي كاريم رو تعطيل كردم. من تو زمستان گذشته متوسط ماهي 500 هزار درآمد داشتم كه اگر تصميم به ادامه تحصيل نداشتم حتما اين متوسط درآمد را تا 800 هزارتومان ميرسوندم.
    اين نكته رو بگم كه خرج و مخارج دانشگاه آزاد كه حدود 3 ميليوني شد رو كاملا خودم دادم و اصلا يه ريال هم از پدرم نگرفتم و زماني كه فارغ التحصيل شدم 3 ميليونم هم پس انداز داشتم.
    حالا شما تصور كنيد دانشجو دانشگاه‌ آزاد باشي تمام مخارج رو خودت بدي آخرشم پس انداز داشته باشي!
    اعتقادي به مدارك دانشگاهي نداشته و ندارم و هرچه در زمينه كامپيوتر ياد گرفتم مديون استاد بزرگم "اينترنت" و زبان "انگليسي" هستم.
    از نظر درآمد و كار شما در نظر بگيريد كه من مشكل ندارم. در رابطه با سربازي نيز من به واسطه ارتباطاتم و اينكه تنها پسر خانواده هستم مشكلي زيادي نخواهم داشت.
    آقاي هنرمند گفتن اول با خانواده خودم صحبت كنم. من برعكس ساير جوانان تمامي مشكلات و نيازهاي خود را در كانون با محبت خانواده مطرح مي كنم.
    همون اولين نگاه كه به اين دختر علاقه مند شدم به دوستم و عزيزترين همراهم يعني مادرم در ميان گذاشتم.
    هرچند كه مادرم سطح سواد پاييني داره اما فوق العاده آدم امروزي هستند. بي نهايت باهاشون صميمي هستم.
    به همه كساني كه در اين تالار عضو هستند اكيدا توصيه مي كنم با محبت كردن به مادرهاشون آنها را به عنوان يك دوست و هم راز حساب كنند و مطمئن باشند كه كسي جز مادر و پدر خوشبختي فرزندانشان را نمي خواهند.
    با مادر و خواهر بزرگم قضيه رو در ميان گذاشتم و بهشون گفتم كه از يك خانومي در دانشگاه خوشم اومده.
    مادرم با لبخنندي گفت اگر تصور ميكني كه ميتوني با اين موقعيت و شرايط اين دختر را خوشبخت كني علاقه ات را بهش بگو.
    از حرفهاي مادرم اين نتيجه رو گرفتم كه او به من اعتماد داره و ميدونه تنها پسرش به حد بلوغ عقلي رسيده و ميتونه تصميم درست بگيره. البته به طور مفصل در اين باره با هم صحبت نكرديم دليلشم اينه كه چون صحبتي ميان من و آن دختر رد و بدل نشده خيلي رو اين قضيه با مادرم جدي نبودم
    اما هنوز به پدرم چيزي نگفتم اما احساس ميكنم كه خبره داره كه به احتمال قوي مادرم بهش گفته. اين چند روز بيشتر شوخي و صحبت كرديم. با پدرم نيز خيلي صميمي هستم ولي حقيقتش نتونستم اين موضوع علاقه ام رو بگم.
    به نظرم بهتره موضوع رو به اين خانوم بگم شايد اصلا تو همين گفتگو به نتيجه نرسيدم.
    من اصلا نمي خوام مثل اين پسر و دختراي ماماني سوسول بازي دربيارم و با هم دوست باشيم.
    هيچ وقت دوست نداشتم كه با احساس دختري بازي كنم و هيچ وقت نيز اجازه نميدم كسي با احساساتم بازي كنه.
    يه بنده خدايي ميگفت بابا والا الان تو اين زمونه جوون پاك و سالم كم پيدا ميشه خانواده‌ي دختر بايد اول بگن ببخشيد پسرتون الان چيزي نميكشه؟ آمار زياد جرم و فساد به لطف دولت محترم اينقدر بالا رفته كه به نظر بنده رو ملاكهاي ازدواج تاثير 100 درصد گذاشته. وقتي برنج كيسه اي شده 25 تا 28 هزار تومان شده و تورم به اين حد رسيده ديگه پرسيدن سوال اينكه آيا پسرتون ماشين و مسكن و در كل شرايط ايده آل داره يا نه بي معني ميشه.
    ديروز يه موقعيت پيش اومد كه موضوع رو باهاشون مطرح كنم اما چون تجربه نداشتم هر كاري كردم نتونستم چيزي بگم.
    راستش اگه تصور من از سن بالاتر اين دختر از من نبود شايد در اين چند روزه موضوع رو بهشون گفته بودم ولي چه كنم كه به هر دري زديم نتونستيم اطلاعاتي از ميزان سنشان به دست بيارم. (البته ميگن دختر و خانم ها هيچ وقت سن دقيق خودشون رو به هيچ كس نميگن!)
    مثل هميشه منتظر جوابهاي شيرين شما هستم
    قوربونه معرفتتون

  4. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۹۳ [ ۱۴:۱۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۲-۱۷
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: يه اختلاف سن جالب و پيجيده

    سلام دوستان
    بالاخره رفتيم و گفتيم.
    قبل از هرچيز از همه دوستاني كه زحمت كشيدن و دستهاي نازنينشون رو براي راهنمايي بنده به درد آوردن صميمانه تشكر ميكنم. حقيقتش چون قبلا تجربه صحبت با دخترها رو نداشتم هركاري كردم نتونستم مستقيما به خودش بگم. يه دوست داره كه مثل موبايل هميشه همراهشه. رفتم و مودبانه از علاقه ام به دوستش بهش گفتم. روز بعدش هنگامي كه كتابخونه تعطيل شد تو محوطه دانشگاه نشسته بودم كه اومد و با دوستش رو نيمكت روبروي من نشستن. اينبار نيز هرچند كه از علاقه ام به خودش باخبر بود ولي متاسفانه نتونستم پاشم و برم بهش بگم.
    روز بعدش تو محوطه داشتم با موبايلم صحبت مي كردم كه اومدن و رفتن كتابخونه. منم وقتي صحبت كردن با موبايل تموم شد رفتم كه برم كتابخونه كه ديدم دوستش منتظرمه.
    سلام كرد و گفت كه درباره علاقه شما باهاش صحبت كردم و گفت دوستم ميگه من فعلا قصد ازدواج ندارم و جوابش منفيه.
    من گفتم باشه ولي دليلش چيه؟ اونم گفت نمي دونم. منم تشكر كردم و رفتم تو كتابخونه. ساعت 12 بود كه با دوستش رفتن. منم كتابم رو برداشتم و دنبالشون رفتم. جلو درب دانشگاه صداشون كردم و گفتم ميتونم چند لحظه مزاحمتون بشم؟
    ازش پرسيدم ميتونم دليل جواب منفي‌تون رو بدونم؟ اونم گفت: اين به خودم مربوطه.(از اين نحوه جواب دادنش خيلي ناراحت شدم) گفتم: جوابتون غيرمنطقيه. چطور شما وقتي هيچ اطلاعاتي درباره من نداريد. تصميم گيري كرديد؟ گفت: غيرمنطقي نيست. ازش پرسيدم يعني اين جواب نهايي‌تونه؟ اونم گفت: آره. و ما خداحافظي كرديم.
    هر چند تلخ اما تجربه خوبي بود. فقط من الان نمي دونم دليل اصلي جواب منفي ايشان چي بود؟ اول كه جواب منفي رو از دوستش شنيدم پيش خودم فكر كردم كه اين شايد به دو دليل باشه: 1- از اينكه مستقيما به خودش نگفتم ناراحت شده 2- شايد براي امتحان ميزان علاقه من به خودش داره من رو امتحان ميكنه.
    ولي وقتي جواب رو از خودش گرفتم گفتم نه اين مشكل از حايي ديگه‌ است.
    وقتي ياد اين فيلم هاي ايراني و هندي كه اتفاقاتي كم و بيش مثل جريان من داشتن ميافتم ،‌يكم آروم ميشه چون آخر تمام فيلم هاي ايراني و هندي به ازدواج ختم ميشه.
    از شما دوستان و همراهان هميشگي خواهشمندم براي آخرين بار درباره اتقاقاتي كه براي من عاشق شكست خورده افتاده نظر بديد
    بگيد كه علت اين حواب متفي چي ميتونه باشه؟
    آيا ميتونم باز به ايشان اميدوار باشم يا سعي كنم ديگه بهش فكر نكنم؟
    چه راه حل هاي براي رفع مشكل بنده پيشنهاد مي كنيد
    كلام آخر: من هنوز دوستش دارم

    قربونه هرچي بامرامه

  5. #5
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۰۱:۵۳]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,061
    امتیاز
    186,198
    سطح
    100
    Points: 186,198, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,345

    تشکرشده 34,036 در 5,938 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: يه اختلاف سن جالب و پيجيده

    سلام
    این یک فرایند کاملا منطقی هست. همانطور که به گفته خودتون شما به دختر دیگه ای ok ندادید، ایشون هم به شما ok نداده اند که به گفته گرد افرید عزیز، می توانید حالتهای مختلفی داشته باشه.
    به هر حال همه حق انتخاب دارند و ازدواج فراتر از احساس یکی از طرفین هست.
    اما تلخی چنین پاسخی هرگز از یاد آدم نمیره!!!

  6. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    taravat_shadi (دوشنبه ۱۹ خرداد ۹۳)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۱۴:۵۳ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.