به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۱۷ مهر ۸۷ [ ۱۰:۵۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۶-۰۲
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    3,488
    سطح
    36
    Points: 3,488, Level: 36
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    کاش یکی پیدا شه و یه راهی پیش پام بذاره

    سلام منم یه مشکل دارم البته از اول می دونم جوابش چیه اما نمی دونم چرا اینجا نمی تونم خودمو قانع کنم من 31 سالمه و کسیو که دوستش دارم 23 تازه این که چیزی نیست من یه زن مطعلقه ام یه بچه هم دارم هزار بار باش صحبت کردم و ازش خواستم که تمومش کنیم اما وقتی می خوایم تمومش کنیم نه من می تونم نه اون البته اون از لحاظ اقتصادی تقریبا مستقله و مشکلی نداره منم از لحاظ مالی مشکلی ندارم و این که بخوام یه زندگی تازه رو شروع کنم فقط به خاطر نیازهای عاطفی منه نه چیز دیگه وقتی بش می گم پس خانواده چی می گه من اونا رو راضی می کنم هر وقت با همیم این فاصله سنی و حس نمی کنیم اما من واقعا می ترسم اینو هم بپم همیشه با کوچیکتر از خودم دوست بودم منظورم دختراست راستشو بخواین اصلا نمی تونم بزرگتر از خودمو تحمل کنم شوهرسابقم 10 سال از من بزرگ تر بود من زندگی سختیو داشتم و الان با همه علاقه ای که بش دارم بازم می ترسم که یه روز مورد تحقیر قرار بگیرم البته اون هیچ وقت نشده که راجع به گذشته من حرفی بزنه من از همه لحاظ باش احساس خوبی دارم تنها چیزی که ازارم می ده همین فاصله سنیه واقعا نمی دونم باید چیکار کنم گاهی می گه اگه نشد تا اخرش با هم می مونیم اصلا قید ازدواج و می زنیم اما من خوب می دونم که اینجوری نمیشه در ضمن خودم روانشناسی خوندم و خیلی چیزا رو می دونم اما نمی دونم چرا نمی تونم کاری کنم یعنی واقعا هیچ راهی نیست که ما بتونیم برای همیشه همدیگه رو دوست داشته باشیم و اذیت نشیم ؟ خیلی سردر گمم بعضی وقتا دلم می خواد دنیا تموم شه اخه گناه من چیه؟ چرا بعد از اون زندگی وحشتناک باید عاشق کسی بشم که 8 سال از من کوچیکتر باشه؟؟؟؟؟؟؟ :302

  2. #2
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۰:۴۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,064
    امتیاز
    186,401
    سطح
    100
    Points: 186,401, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 82.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,345

    تشکرشده 34,040 در 5,940 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش یکی پیدا شه و یه راهی پیش پام بذاره

    سلام tanha_999
    خوب است كه قبل از دادن پاسخ ، مطلبي رو در مورد پست roya_b بزنم.
    فرمايشات ايشون درست است. و زيركانه متوجه شده اند كه مشكلشون چيست و درمان آن چگونه است. و چون مشكل شما را نيز شبيه خود مي دانند، پيشاپيش در اين مورد اظهار نظر كرده اند.
    اما نكته اي كه مي خواهم اشاره كنم اينه:
    من و ديگر دوستان در اينجا در اندازه علم و تجربه و آگاهي خود انرژي مي گذاريم و با هم در مورد مشكلات شما صحبت مي كنيم. اما اين بدان معنا نيست كه مزاحم شما بشويم و نگذاريم راهتان را برويد. لذا شما مي توانيد پس از شنيدن نقطه نظرات همه دوستان ، در آخر راهي را انتخاب كنيد كه خودتون و دلتون مي خواهد و البته آن موقع يك احساس گناه به مشكلات قبلي اتان اضافه مي شود و آن اينكه : «چندين چراغ دارم و بيراهه مي روم.»

    مثالي كه شما قيد كرده ايد مانند يك بيماري با آپانديس حاد هست ،؛كه نزد هر پزشكي مي رود به او جراحي فوري را پيشنهاد مي دهند، حالا اگر فردي از جراحي خوشش نمي آيد يا مي ترسد و انتظار دارد پزشكان بر خلاف راه درمان اساسي براي آنها قرص تجويز كند، اين ديگر مشكل پزشك نيست. اين از مشخصات آن بيماري هست.

    معمولا در رابطه دختر و پسر گاهي يك بخشي از وجود ما بيش از اندازه رشد مي كند (مانند يك تومور)، و نياز به جراحي دارد. اين بخش همان بخش احساسي قضيه هست.
    اشتباه نشود. كسي نمي گويد اين بخش نبايد باشد. بلكه بايد به اندازه خودش رشد كند.
    يعني در كنار اين احساسات، بايد ساده ترين بخش و قسمتهاي منطقي هم فعال باشد. اگر اين بخش احساسات سرطان وار رشد كند و ساير بخشها را در هم فشرده كند، به هر حال رنج و مشكلاتش روز به روز زياد مي شود.
    در رويكردهاي روانشناسي روي اين مسئله با عنوان هوش هيجاني كار مي كنند.
    يعني از طريق روشهايي كه در هوش هيجاني روي آن تاكيد مي شود و كار مي شود،‌به فرد كمك مي كنند كه بتواند اين احساسها را تحت كنترل خود در آورد(مهم : نه اينكه حذف كند بلكه تحت كنترل در آورد).
    نشان تورمي بودن احساست اين جمله هست كه roya.b‌ هم اشاره كرده اند:

    آدم نميتونه بهش عمل كنه.
    يعني فرد آنقدر تحت تاثير تومور احساسي قرار مي گيرد، كه قدرت خود را براي كنترل زندگي از دست مي دهد و همه زندگيش با همه ابعادش در يك رابطه خلاصه مي شود. و اين مسئله آنچنان آسيب زا مي شود كه قطع آن يا ادامه آن در هر دو صورت فرد را به رنجهاي بيشتري سوق مي دهد.

    با اين مقدمه طولاني:
    چون درمان و كنترل مسائل احساسي زمانبر و با ذكر جزئيات و تمرين هاي ويژه امكان پذير است ، توصيه مي كنم به يك مشاور خانواده حضورا مراجعه كنيد و طي جلساتي روش در كنترل گرفتن احساسات و تصميم گيري را تمرين كنيد.

  3. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۱۷ مهر ۸۷ [ ۱۰:۵۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۶-۰۲
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    3,488
    سطح
    36
    Points: 3,488, Level: 36
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش یکی پیدا شه و یه راهی پیش پام بذاره

    ممنون از تو ضیحاتتون ببینید من خودم کسی هستم که در مشاوره خیلی موفق هستم و تا حدودی تونستم به کسایی که نیاز به مشاوره دارن کمک کنم حرف رویا درسته واقعا وقتی می خوای در مورد مشکلت صحبت کنی تا می گی کسیو دوست داری که 8 سال از تو کوچیکتره اصلا دیگه به حرفات گوش نمی دن یک کلام می گن تمومش کن و بس هیچ راهی نداره همینجور که ما مجبوریم دروغ بگیم سنمونو به خیلیا می گیم هم سنیم فقط دوستای خیلی نزدیک می دونن من بزرگ ترم من می دونم که احساساتم بر عقلم غلبه کرده اما دلم می خواد بدونم ایا واقعا اینی که بین ما اتفاق افتاده دوست داشتن واقعی نیست؟ اصلا می تونه واقعی باشه یا نه؟ تو کشورهای دیگه وقت ازدواج به دو تا چیز اصلا اهمیت نمیدن یکی مذهبه و یکی سن اونجا هر کس آزاده آزادانه هر کس رو انتخاب کنه من خودم چندین سال با یه نفر زندگی کردم که همه شرایط را برای یک زندگی موفق از نطر عقلی و علمی داشت حتی یک لحظه هم نتونستم همیچین احساسی رو که اینجا تجربه کردم اونجا تجربه کنم چرا همچین اتفاقی می افته ؟چرا باید برای انتخاب یه نفر برای زندگی هزارتا اما و اگر بیاریم چرا نمیشه یه زندگیو بر پایه اون حس درونی شروع کنیم من زندگی اولمو کاملا بر پایه عقل و شرایط پذیرفتم و نتیجه اون اینه که هفته ای چند ساعت می تونم بچه مو که همه وجودم بود ببینم اونم با اجازه اینه نتیجه عقل !!!!!شاید دلیل این که اینجا احساسمو کنترل نکردم و به حرف دلم اینبار گوش دادم اینه، شما فک می کنید اگه ما به یک مشاور مراجعه کنیم به حرفامون گوش میده ؟ و کمکمون می کنه که بتونیم با هم بمونیم؟ یا جواب اونم اینه فاصله سنی و شرایط خانم نشون می ده که شما اصلا نمی تونید با هم باشید! اون حضرت محمد نیست منم حضرت خدیجه نیستم اما دوست داریم کنار هم بمونیم کاش یه راهی پیدا می شد به هر حال ممنون من که از اول گفتنم جوابشو می دونم رویا جونم برات ارزو می کنم که بتونی بهترین راهو انتخاب کنی

  4. #4
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۰:۴۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,064
    امتیاز
    186,401
    سطح
    100
    Points: 186,401, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 82.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,345

    تشکرشده 34,040 در 5,940 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش یکی پیدا شه و یه راهی پیش پام بذاره

    سلام tanha_999
    البته اين جا فرصت واكاوي زندگي قبلي شما را نداريم. اما معمولا كساني كه در يك زندگي شكست خورده اند، اگر پس از آن به بررسي و واكاوي نقش خودشون در زندگي قبلي نپردازند، ممكن است ناخواسته نظير همان اشتباهات در زندگي فعلي اشان پيش بيايد.
    اگر ما بپذيريم كه تمام مشكلات در زندگي قبلي مربوط به شوهرتون بوده است، بايد اين را هم بپذيريم كه شما در شناخت همسرتان اشتباه كرديد كه چنين شوهري را پذيرفته ايد.
    در واقع من از پيش كشيدن زندگي قبلي مي خواهم به اين نكته شما را رهنمون سازم كه ممكن است در زندگي قبلي به خاطر ناديده گرفتن احساساتتان ، دچار مشكل گشته ايد، و در اين زندگي احتمالا ناديده گرفتن منطق

    لطفا اينجا را زيادي دقت كنيد:
    من به هيچ وجه نگفتم بي خيال اين آقا بشويد و تمامش كنيد. لكن شما آنچنان تحت تاثير احساسات و افكار خودتون هستيد كه حرفهاي همه را در همين زمينه مي شنويد.
    شايد اصلا بتوانيد زندگي خوبي هم با اين آقا داشته باشيد.
    اما اين وقتي هست كه دقيقا ارزيابي شود كه آيا غير از مسئله احساسي ، شما دو نفر ساير معيارهاي اساسي و لازم را در جهت ازدواج داريد، يا لااقل مي توانيد قبل از ازدواج اخذ كنيد. و .....
    و بررسي دقيق اينهاست كه نياز به جلسات مشاوره ازدواج دارد....
    اما اگر شما پيشاپيش تحت تاثير احساس تصميم خود را گرفته ايد و جلسه مشاوره را براي تائيد تصميم خود مي خواهيد لاجرم نتيجه اي نخواهيد گرفت. بلكه شما در سايه جلسات مشاوره و آگاهي بر ساير معيارها و همچنين ارزيابي هزينه هايي كه بايد در اين زمينه بپردازيد مي توانيد نتيجه بگيريد.
    همچنين جلسه مشاوره يك تفاوت ديگر هم با اين راهنمايي هاي اينترنتي دارد.
    در اين راهنمايي ها اينترنتي يا تلنفي، چون تعامل كامل بين مراجع و مشاور نيست، و اطلاعات جزئي و دقيق رد و بدل نمي شود. همچنين خلاصه گويي ها موجب مي شود دقيقا مشورتهاي عميق اختصاصي صورت نگيرد. اما چون انسانها منحصر به فردند و شرايط ويژه اي ممكن است در مسائلشان باشد كه بايد لحاظ شود، در جلسات مشاوره اين مسائل استخراج مي شود و براساس آنها جلسات مشاوره پي ريزي مي شود. لذا توصيه من براي جلسه مشاوره حضوري در محل سكونت خود به اين منظور بود.

    از طرفي ،اگر شما مقاله اي كه در مورد تفاوت سني در ازدواج نگاشته ام را ببيند،‌متوجه مي شويد ما فقط روي سن تاكيد نمي كنيم بلكه سن را به عنوان يك پارامتر در كنار ساير متغيرها ارزيابي مي كنيم.
    البته در مورد شما مستقل بودن آن آقا، تثبيت احساساتشان، همراهي خانواده اشان،‌ و مسائل بيشتري هم وجود دارد كه بايد ارزيابي گردند.
    براي مطالعه تفاوت سني در ازدواج لطفا اينجا را كليك فرمائيد:
    تفاوتي سني دختر و پسر در ازدواج - دختر بزرگتر از پسر

  5. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۱۷ مهر ۸۷ [ ۱۰:۵۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۶-۰۲
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    3,488
    سطح
    36
    Points: 3,488, Level: 36
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش یکی پیدا شه و یه راهی پیش پام بذاره

    قبل از این که مشکلمو اینجا مطرح کنم همیشه فک می کردم بزرگترین اشتباه و و گناه دنیا رو انجام دام و با این کار هم زندگی خودم هم زندگی اونو نابود کردم اما حالا حد اقل خوشحالم کسایی هستن که مثه من هستن وفک می کنن از مشاور عزیز ممنونم من حتما به یک مشاور قبل از ازدواج مراجعه می کنم اینو هم به خوذم هم به شما قول می دم اما همونطور که گفتید انسانها منحصر به فردند شاید عیار ها ورویا های من و یا سارا یا رویا نتونه با کسایی بزرگتر از خودمون هماهنگ شه مشگل اینجا از طرز تفکر مردمه کاش ادما به هم فرصت می دادن که بتونن اونجوری که دوست دارن زندگی کنن نه از روی اجبار مشاور عزیز اره زندگی اول من فقط از روی منطق بود حتی زمان جدایی هیچ کس دلیل این که ما نمی تونیم کنار هم باشیم رو نفهمید گاهی همه پارامتر ها از لحاظ منطق جور در می یاد اما از لحاظ روحی نه من چون هزاران بار برای جدایی از شوهر سابقم سرزنش شدم دیگه نمی خوام این اتفاق در انتخاب شریک زندگی جدیدم بیافته اما بعضی از ادما نیمی از وجودشون احساسه بعضی همه وجودشون و بعضی ها هم بخش کمی از اون احساسه و اینه که ادما رو از هم متمایز می کنم من هم برای رویا هم برای سارا ارزو می کنم که بهترین تصمیم رو بگیرن در ضمن یه سوال من به این اقا پیشنهاد یه زندگی موقت رو دادم که اگر واقعا ماها ویا سالهای بعد هم مثل الان تونستیم کنار هم باشیم اونوقت یه زندگی کامل و دائمی رو شروع کنیم نظر شما چیه ایا این کار می تونه کمک کنه که راه درست رو انتخاب کنم؟ بازم ممنون از توجه شما !

  6. #6
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۰:۴۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,064
    امتیاز
    186,401
    سطح
    100
    Points: 186,401, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 82.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,345

    تشکرشده 34,040 در 5,940 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش یکی پیدا شه و یه راهی پیش پام بذاره

    سلام tanha_999
    من نگران شما هستم. شما هم يك خانم هستيد و هم از نظر احساسي بسيار بالا
    ارتباط موقت، وابستگي و احساسات شما را افزايش مي دهد، اما لزوما چنين ا تفاقي ممكن است در آن آقا رخ ندهد و تحت تاثير فشارهاي محيط يا تغيير هيجاني(كه به خاطر سنشون امكانش زياد هست)، ممكن است تغيير نگرشي در آن آقا ايجاد شود. لذا ممكن است شما نه از شوهر كه از زندگي ساقط شويد. و اين خيلي مهم است.
    اگر عليرغم همه مسائل و جوانب كه بررسي كرديد به اين نتيجه رسيديد كه بايد در كنار ايشون باشيد و حاضريد هزينه هاي آنرا بپردازيد، حداقل توصيه مي كنم به هيچ وجه به موقت تن ندهيد، كه احتمال پشيماني آن به مراتب بيشتر خواهد بود.
    شما سعي كنيد ايشون را در استقلال راي، ثبات هيجاني و تحمل هزينه هاي اين ازدواج سطحش را ارتقاء بخشيد. اگر موفق شديد و مشاور شما تائيد كرد حتما دائم.... ،‌ موقت هزينه هايش بيشتر از تحمل شما خواهد بود.

    نكته مهم:
    طلاق، تعدد زوجات،‌ ازدواج با كسيكه تفاوت سني فاحش داردد، مذهبي ديگري دارد و .....، ‌جزء مواردي هست كه غيرهمگوني با جماعت را مي طلبد يعني غير همرنگي، و اين حق هر كسي هست كه منحصر به فرد رفتار كند و به شيوه اي كه درست مي پندارد زندگي كند. اما 2 مورد را بايد مورد توجه قرار داد.
    1 - چون شخصا به روشي دگرگونه مي رود، و تجارب ديگران را لحاظ نمي كند. اگر دقت كافي در ابعاد مسئله خود نكند ممكن است با خطاهاي پيش بيني نشده روبرو شود. لذا دقت بيشتري مي طلبد.
    2 - به خاطر اينكه خلاف جريان عموم رفتار مي شود،‌ لذا انرژي و هزينه زيادي لازم دارد. اگر فردي ضعيف و تاثير پذير هستيم ، ممكن است پس از مدتي كم بياوريم و پشيمان شويم. لذا كساني كه روش خاص خود را بر خلاف عموم مردم پيش مي گيرند. بايد پيشاپيش اين مقاوم سازي را انجام دهند و از حرفهاي مردم و موضع گيري آنها و دخالت هاي آنها نه تاثير بپذيرند و نه درگير شوند و نه اعصابشون خرد شود.
    يعني تصور نكيند كه شما بعدا مي توانيد دهان مردم را ببنديد يا از دخالتهاي آنها ممانعت كنيد. لذا بايد در مقاوم سازي خود قبل از اقدام به اين عمل تمام سعي و تلاش خود را بكنيد.
    با توجه به 2 نكته فوق،‌ اگركسي در هر دو مورد بالا دچار اشتباه شود، حتما شكست سنگيني خواهد خورد يعني هم طرف مقابل را خوب نشناسد و دقت كافي نكرده باشد و هم اينكه خودش را مقاوم نكرده باشد. در چنين صورتي بعد از چند صباحي از هم داخل متلاشي ميشود (به خاطر انتخاب تك بعدي و اشتباه)، و هم از بيرون مضمحل ميشود (تحت فشارها و طعنه هاي بيروني)
    خلاصه: مشاوره با متخصص مخصوصا در دو حوزه بالا كمك مي كند، كه به اين مسئله كاملتر بنگريم. هيچ كاري نشد ندارد. اما اگر شد بايد درصد پيشماني آنرا قبلا بررسي و محاسبه كرده باشيم و آماده باشيم

  7. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۱۷ مهر ۸۷ [ ۱۰:۵۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۶-۰۲
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    3,488
    سطح
    36
    Points: 3,488, Level: 36
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش یکی پیدا شه و یه راهی پیش پام بذاره

    یعنی شما می گید اگر بخوایم ادامه بدیم دائم بهتر از موقته ؟ اخه بیچاره گی هایی که بعد از عقد دائم هست صد برابر موقته اگه همه مشکلاتو پشت سرگذاشتیم و زندگیو شروع کردیم بعدش این اقا نظرش عوض شد چی؟اگه بخواد عوض شه چه دائم چه موقت؟ به نظر شما اثار سوئ دائم بیشتر نیست؟ منم می دونم اونی که نابود میشه منم من ادم محکمیم و اینو تو جنگیدن با مشکلات زندگی قبلیم ثابت کردم اما الان دیگه نیرو و اراده اون موقع رو ندارم من نمی خوام انگشت نمای اینو و اون بشم دوست دارم مطمئن شم بعد بخوام خلاف جریان آب شنا کنم اخه من چیکار کنم بازم ممنون ما حتما به یه مشاور مراجعه می کنیم گاهی وقتا فک می کنم شاید اگه از ایران بریم بهتر بتونیم زندگی کنیم و کسی کاری به کارمون نداشته باشه اما بچمو چیکار کنممممممممممممممممممممممم ممممممممممممممممممممممممم و این که در اخر ما زنهایی که از شوهرانمون جدا میشم حق زندگی نداریم اما مردا همیشه ازادن هر کسیو انتخاب کنن جالبه واسه ازدواج شوهر سابق من همه بش تبریک گفتن و گفتن حقشه تنها که نمی تونه زندگی کنه اما کافی من عنوان کنم انواع مارک ها به من می چسبونن کاش می شد ادم هیچ وقت با کسی آشنا نمی شد

  8. #8
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ ۱۰:۴۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    8,064
    امتیاز
    186,401
    سطح
    100
    Points: 186,401, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 82.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    22,345

    تشکرشده 34,040 در 5,940 پست

    نوشته های وبلاگ
    7
    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش یکی پیدا شه و یه راهی پیش پام بذاره

    سلام tanha_999
    مشكل اصلی در مردم یا دیگران نیست.
    نوع نگاه ما به زندگی برای ما مشكل ایجاد می كند.
    چرا ما فكر می كنیم فقط مسیر خوشبختی باید از ادواج بگذرد.
    چرا لزوما فكر می كنیم به هر قیمتی و با هركسی باید ازدواج كنیم تا زندگی كنیم.
    ازدواج یك مسئله مهم در زندگی هست و هیچ شكی هم در آن نیست.
    اما ازدواج ابدا به مفهوم زندگی نیست.
    یعنی بدون ازدواج هم می توان هم زندگی كرد وهم خوشخبت بود.

    ما وقتی دچار ریسك های این چنین سنگین و وحشتناك می شویم كه به اشتباه تصور می كنیم حتما درگیرشدن در روابط زناشویی به معنای حیات ما و زندگی هست.
    اگر چنین عقیده های اشتباهی نداشته باشیم. ما صبر و به آرامی و از روی منطق و با توجه به هزینه های روانی خودمون ، دست به انتخاب می زدیم. لذا آنجا كه برای ما چالشهای وحشتناك و تردیدهای سنگین داشت،‌از آن گزینه صرف نظر می كردیم.(پس 2 مسئله : درگیری احساسی، و تصور اشتباه در مورد ازدواج چنین شما را دچار مشكل كرده است.)
    اما در مورد اینكه گفتی آقایون در جامعه راحت ترند و ....، من هم با شما با نظر شما در نابرابری موجود در جامعه موافقم. اما اشتباه نكنید. ما وقتی می خواهیم مسئله خودمون را حل كنیم در كوتاه مدت نمی توانیم ابتدا مسائل جامعه را حل كینم. پس بهتر است به جای شكوه كردن از كل جامعه ، برای حل مشكل خودمون ابتدا دست روی مسائلی بگذاریم كه بتوانیم با توان عقلی و فكری و عملی خود آنها را حل كنیم.
    لذا با توجه به پستهای قبلی دقت بیشتری مبذول فرمائید.

  9. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۱۷ مهر ۸۷ [ ۱۰:۵۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۶-۰۲
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    3,488
    سطح
    36
    Points: 3,488, Level: 36
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کاش یکی پیدا شه و یه راهی پیش پام بذاره

    میدونید امروز که اومدم سر زدم دیدم جواب پستمو هنوز ندادید گفتم ازم نا امید شدید من هفته پیش رفتم پیش یه مشاور البته راستشو بخواین هر کاری کردم نتونستم بگم تفاوت سنی ما نه ساله فقط اینو دروغ گفتم می دونم کار بدی بود اما نی دونم چرا ترسیدم به هر حال گفتم فاصله سنی 5 ساله مشاور با هر دوی ما حرف زد به ما یه مهلت 6 ماهه داد گفت تا اون موقع تفاوت های خودتونو بشناسید و تصمیم نهایی رو بگیرید به نظر ایشون تفاوت سنی مشکل اساسی و تفاوت ما نبود پذیرفتن من توسط خانواده ایشون و برعکس بزرگترین مشکل ما تشخیص داده شد به هر حال ما شش ماه فرصت داریم که خانواده هامونو قانع کنیم و از همه مهم تر این که تفاوت هامونو بشناسیم مشاور می گفت اگه تفاوتهامونودرک کنیم می تونیم کنار هم بمونیم یه چیز جالب از من پرسید اونم این بود که وقتی با این اقایی حس اینی که از او بزرگتری داری یا نه و از اون اقاق هم همینو پرسده بود این سوال واسم خیلی جالب بود تا حالا به این موضوع فک نکرده بودم به هر حال ممنون که با حوصله به حرفام گوش دادید و پاسخ دادید در مورد ازدواج منم خیلی مایل به ازدواج نبودم اما وقتی در جامعه ما هر گونه ارتباطی غیر از زن و شوهر بودن رد میشه ما برای پر کردن خلع عاطفی و احساسی خودمون راحی به جز ازدواج نداریم توی کشورهای دیگه ادما یه مدت کنار هم می مونن حتی صاحب بچه میشن بعد که مطمئن شدن ازدواج می کنن اما اینجا ازدواج می کنن بچه دار میشن بعدن یادشون می یاد که بدرد هم نمی خورن اینجا همه چیز با ترس و لرزه اگه خدای نکرده بخوای طرفتو بشناسی با هم قرار بذارید که رستوران برید از نطر قانون شما خلاف کاری اینه دنیای ما


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.2
Copyright © ۱۳۹۶ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2017 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۲۱:۲۶ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.