به انجمن خوش آمدید
مشاهده RSS Feed

......................... ....... امیدی که دارم به فضل خداست ......................... .......

حال و تحول حال 2

امتیاز ها: 2 رای ها, 5.00 متوسط.
از طرفی انسان در تغییر و تحول متأثر از درون نیز هست ، متأثر از نگرش و تفکری که از فطرت او خط می گیرد که این نوع تحولهرچقدر از عقل مبتنی بر فطرت بهره بگیرد به سوی رشد ارتقائی می رود یعنی فرد بالنده تر می شود . کسی که بیشتر با فطرت و عقل فطری تعامل دارد بیشتر به خود و حال خود توجه می کند و در شرایط مختلف خود را می سنجد و می یابد و درک می کند و اگر از تعالیم مطمئن آگاهی بخش برای حل مجهولاتش در برابر حالات مختلف خود بهره بگیرد خود را بیشتر خواهد فهمید و بر خود تسلط بیشتری پیدا خواهد کرد و لذ در برابر شرایط مختلف کنترل بهتری روی خود دارد و صرفاً تحت تأثیر شرایط نیست بلکه هرجا شرایط بر او اثر می گذارد توان درک حال خود و کنترل خود را دارد .

مثلاً وقتی موقعیتی او را غمگین کرد ، ضمن اینکه می فهمد چرا غمگین شده است می تواند خود را کنترل کند که اسیراین غم نشود و وجودش تحت تصرف آن قرار نگیرد . هرچقدر فرد در این مسیر موفق تر باشد ثباتش بیشتر خواهد شد و کمتر با تغییر و تحوالات بیرونی دچار تلاطم می شود . این است که حال اینگونه فردی حال خوب هست و اصلاحاً می گوییم حال خوبی دارد یا حال خوبی دارم
.

اما احسن حال چیست ؟

احسن الحال ، حالی است که انسان متوجه یک جهت و وجه خاصی باشد و هرگونه تغییر و تحول بیرونی تغییری در حال او که لزوماً حال خوب است ایجاد نکند و حال خوب او شدت و ضعف متأثر از شرایط و تحولات بیرونی و درونی پیدا نکند بلکه حالی پیوسته خوب دارد .


احسن الحال در توجه دائم به خدا نهفته است ، وقتی فرد چنان حضور خدا را درک می کند و می بیند و چنان با او مأنوس استکه گویی در او غرق است ، هیچ چیز دیگری نمی تواند توجه او را جلب کند که حال او را تحت تأثیر قرار دهد و به عبارتی هیچ چیز تأثیر گذارتر از توجه به پرودرگار نیست . چنین فردی دارای توکل و رها یافتگی ای بسیار عمیق و قوی هست و لذا تحوالات و تغییرات در بیرون از وجودش هیچ تأثیری بر حال خوب او ندارند مگر آنکه در آنها آیات پروردگارش را ببیند و حضور بیشتر او را
نمایشگر باشد که در این صورت این شرایط و تحولات بیرونی حال او را خوبتر می کند در همان جهت ثابت . اینگونه فردی از وجوه حالاتی که گفتیم وجه مثبت را دارا می شوند . مثل ، امنیت ، ارامش ، نشاط ، سلامت و ...... و لذتی وافر از این احوالات دریافت می کنند که هیچ عاملی به حزن دردناک تغییرش نمی دهد ( لاخوف علیهم و لا هم یحزنون ).


چگونه می شود به این احسن الحال رسید ؟

یعنی چگونه می شود اینگونه حضور خدا را درک کرد و ادب حضور یافت و با او مانوس گشت ؟

اساسی ترین راه و قدم برای رسیدن به این موقعیت ، درک فقر ذاتی و توجه دائم به آن است . فقر ذاتی چیست ؟

اینکه با تمام وجودت درک کنی که هیچ چیز از خود نداری و هرچه داری از اوست و برای رسیدن سریع و آسان به این نقطه باید از وجود جسمانی و روحانی خود شروع کرد و درک کنی که همه از اوست و هیچ چیز از تو نیست . دست ، پا ، سر و ..... همه اجزاء و کارایی آن و ....و سپس قدرت عمل با این جسم و روان را هم از او دید و ....


ادامه دارد ............

Submit "حال و تحول حال 2" to سایت همدردی Submit "حال و تحول حال 2" to net.روانشناس.www

آپدیت شده پنجشنبه 15 فروردین 92 در 04:38 توسط [ARG:5 UNDEFINED]

برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات

Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1399 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.