به انجمن خوش آمدید
مشاهده RSS Feed

......................... ....... امیدی که دارم به فضل خداست ......................... .......

چرا مشکلات؟؟؟

امتیاز ها: 5 رای ها, 4.80 متوسط.



پرسید:


اگر قراره با وحود انتخاب آگاهانه و عاقلانه باز هم در زندگی مشکلاتی داشته باشیم پس چرا تشکیل زندگی دهیم....... ؟

گفتم :

انسان ناگزیر از دست و پنجه نرم کردن با مشکلات است.

انسان بدون مشکلات (بخوان مسئله) دجار یکنواختی ، رکود و کسالت می شود.نشنیده ای می گویند درد بی دردی؟

قدر و قیمت و عیار آدمی در مواجهه با مشکلات و رنجهاست که معلوم می شود.توانمندیها در
بهره گیری از استعدادها و آموخته ها ، و رشید و بالغ شدنها در مواجهه با مسائل بروز می یابد.طبیعت انسانی اینگونه احساس سرزندگی و شادابی و قدرت می بخشد و الا احساس رکود و دلمردگی و کسالت و یکنواختی برماچیره می شود و رفتـه رفته هلاکـمان می کنــد این وضعــیت همانقدر مارا نابود می کند که بیراهه رفتن هـا می کند کـه شـاید بشـود گفـت شقی از بیـراهـه رفتن ها ناشی از فرار از همین طبیعتی کـه نیـل می کنـد بـه سوی دست و پنـحه نـرم کـردن بـا مشکلات است (چون از هویت انسانی ذور می شویم ).

آدمهای قوی ازمشکلات نمی هراسندبلکه آنرا موقعیتی می دانندبرای به کارگیری توانائیهاو
استعدادهاو آموخته ها و فرصتی می بینند برای دریافت آموزه های بیشتر و جدیدترو به کارگیری
آن و در نتیجه رشد و بالندگی بیشتر.
این رشد و بالندگی نیاز ماست، تکامل ماست و انسان بودن ماست.اساساً امتحان الهی هم برای پاسخ به این نیاز است و این است که در کلام بزرگی چون شهید دستغیب اعتقاد به مقدم بودن امتحان بر خلقت هست یعنی از آنجاکه انسان برای بالنده شدن و خدای گونه شدن آفریده شده،به اعتـقاد من سـخن ایشان یعنی پیـش از آن اسبـاب این سـیر برابـش را در نـظر گرفتـه و
امتحان ازآنجمله است والا اینکه آمده باشیم در این دنیا چند صباحی با دنیا خوش باشیم و عبادت معمول هم داشته باشیم و بعدش برویـم به سـوی سـرای دیـگری ... آیا با عظـمت خدا همـخوانی دارد؟و رشدی برای ما در آن هست ؟

آدمهای ضعیف از مشکلات می ترسند، فراری هستند، در برابر آن احساس ناتوانی می کنند،
دست به کار نمی شوند ، کم جرأتند ، از اقدام رویگردانند و..... چون اهمیت و ضرورت مشکلات
را درک نکرده اند ، باور ندارند که هرگامی تکیه گاه گام بعدی است پس هرمشکلی که حل شدتحربه حل مشکلات بعدی را می دهد، امید ندارند که برای هرمسئله ای راه حلی هست و توانمندآفریده شدند(که رکود و بیراهه ، مانع قوام و بروزتوانمندی است ) و توکل هم امداد رسان است .

در این بازار برد با آدمهای تیز و آماده ومشتاق است

این نگاه و باور ،جرأت می بخشد،امید میآفریند ،نیرو می دهد،تولید انگیزه می کند،
ترس را می زداید و توانمندی را به کار می گیرد . هیچ می دانی چراترس (جبن ) برادر مرگ خوانده شده ؟ چون ترس یعنی فقدان همه قوتهایی که گفته شد و بی آنها آیا آدمی مرده ای متحرک بیشتر است؟ افسرده نخواهد بود؟

این نگاه و باور می فهماند که حقایق زیر یعنی چه :

فاذا فرغت فانصب

و

ان مع العسر یسرا



به نظرم آمد شاید این حرفها به درد شما هم بخورد و جسارت به خرج دادم که بگویم







Submit "چرا مشکلات؟؟؟" to سایت همدردی Submit "چرا مشکلات؟؟؟" to net.روانشناس.www

نظرات

  1. فرشته مهربان آواتار ها

    قدری تأمل کافیست تا به هم پیوستگی سه مفهوم :
    اختیار ،
    انتخاب،
    مسئولیت
    را دریابیم که درک آن ، در یافتن راه درست زیستن ما را راهنما خواهد شد .


    ما مختاریم ،


    یعنی صاحب اختیاریم ،


    و این را اگر به گذر یک شبانه روز زندگی خود دقت کنیم ، به خوبی خواهیم فهمید.

    با دقت در:


    رفتن ها و آمدن ها ،
    خریدن و نخریدن ها ،
    دیدن و ندیدن ها ،
    شنیدن و نشنیدنها ،
    گفتن و نگفتن ها ،
    بودن و نبودنها
    و....



    در یک کلام در تصمیم گرفتنها ،.

    " تصمیم گرفتن ، یعنی مختار بودن "



    " هر جا اختیار هست ، انتخاب خواهد آمد " ،


    حتی اگر هیچ کاری با اختیاری که داریم انجام ندهیم ،

    باز انتخاب کرده ایم و انتخابمان سکون و رکود است .


    پس در پی اختیار بی شک انتخاب خواهد آمد .

    " هر انتخابی نیز مسئولیت در پی دارد "

    ، یعنی ، هر کس بنا به اختیارش هر آنچه را انتخاب کرد ، خود مسئول انتخابش خواهد بود ،هر چه که باشد
    و هر نتیجه ای که داشته باشد .

    و مسئول ، یعنی کسی که مورد سئوال قرار می گیرد ،
    وقتی می گوئیم انتخاب که کردیم مسئولیت داریم ،
    یعنی برای آنچه انتخاب کرده ایم ، باید پاسخ گوی
    سئولات مربوط به آن باشیم .

  2. فرشته مهربان آواتار ها


    سئوال از کجاست ، و از طرف که ؟؟ و پاسخ به چه کسی ؟

    سئوال در دل خود انتخاب است ،

    مثلاً :

    اختیار دارم که فردی را به همسری بگزینم


    یا رد کنم ، و من انتخاب می کنم ،


    در هر دو صورت انتخاب ( یعنی قبول یا رد )


    سئوالش این است :

    چرا قبول ؟

    چرا رد ؟



    و چه بسا در پی پاسخ اولیه سئوال بعدی پیش آید .......


    و این سئوال که در دل انتخاب است ،
    ابتدا از سوی "خود " مطرح می شود ،
    ( خود انتخاب گر ) به زوایای پنهان درون ، هنگام یک انتخاب ،
    مراجعه کنیم می بینیم که حتماً سئوال داریم از خود .


    اگر احساس ضرورت به پاسخ دادن به این سئوالات را

    داشتیم ، یعنی احساس مسئولیت داریم .
    و این احساس مسئولیت برای انتخاب درست و تصمیم گیری صحیح و قاطع ، لازم و ضروری و راهگشاست
    ( از همین جا شاید بشود دلیل خیلی از اشتباهتمان در انتخابهایمان و ناکامی در پی آن را پی برد ).


    زمانی که با مادران دانش آموزانم در خصوص نقش
    تربیتی آنها صحبت می کردم ،این موضوع را به این
    شکل باز کردم برای آنها :


    ما مجبور نیستیم که صاحب فرزند شویم ( یعنی در
    قاموس خلقت جبری نیست )، چون می توانیم مانع آن
    بشویم بی آن که مرگ ما را در پی داشته باشد ،یعنی فرزند دار نشدن حیات را به خطر نمی اندازد در حالی که آنچه درخلقت ما جبری است ، قطع آن ، مرگ را باعث می شود ، مثل نیاز به غذا )

    پس مختاریم که فرزند دار شویم نه مجبور ، و آنجا که
    اختیار هست ، انتخاب هم هست ، و ما انتخاب می کنیم که فرزند داشته باشیم ، و هر جا انتخاب باشد مسئولیت هم خواهد آمد ، پس ما در مقابل
    فرزندی که تصمیم گرفته ایم آنرا به دنیا بیاوریم ،مسئولیم .

    و احساس مسئولیت حکم می کند در پی این باشیم که بفهمیم چرا می خواهیم فرزند داشته باشیم ، و چه وظایفی در مقابل انتخاب و تصمیمی که گرفته ایم داریم .

    مثلاً :
    می خواهم فرزندی داشته باشم ،
  3. فرشته مهربان آواتار ها

    سئوا ل این است ، چرا ؟

    حال جوابش هر چه که باشد ، فرض که به تصمیم برای فرزند دار شدن منجر شود .

    سئوال بعدی این است :
    چه باید بکنم ؟ ......
    و بعد ......
    روش درست کدام است ؟

    ....... و....... ؟ و .......... ؟ و ...........؟


    نهایتاً چه وظایفی دارم ؟

    مجموعه این سئوالات و پاسخ ها :

    اولاً بیانگر این است که نمی شود انتخاب کرد و به امان خدا رها کرد وبگوئیم خدا داده ...... و در پی درک موقعیت و نقشی که به عهده گرفته ایم نباشیم .


    ثانیاً پاسخ به این سئوالات ما را مجهز می کند به آگاهی و اقدام درست و توجه و مراقبت .......که حاصلش موفقیت است و لذت .


    گفتیم ما اول از طرف خود مورد سئوالیم ( در برابرانتخابهایمان ) بعد از آن ،در مقابل آنچه انتخاب کرده ایم و همچنین و دیگران ( هر چه در عالم خلقت ربطی به انتخاب ما پیدا می کند ) و بعد ، خالقی که ما و همه عالم را بیهوده نیافریده و به کار بستن هر چیزی ( چه خود و چه غیرخود ) در مسیری خلاف این هدف تخریب گر است و ما حق نداریم ،تخریب کنیم ( که در درجه اول ظلمبه خود است و بعد به دیگران ) .پس از سوی خالق هم سئوال خواهد بود .


    مثلاً ، همان انتخاب همسر ،


    فرض کنید مورد ما فردی است که کافر به خداست وندیده خواهیم دانست پس پیرو اصول الهی نیست ،
    بعد از گذر از سئوالات خود در باره رد یا قبول آن ، سئوال مربوط به خالق این است ،

    آیا خدا راضیست ؟


    ( و در پی فهمیدن رضا یا عدم رضایتش بر خواهیم آمد .....)
    یک گوشزد:

    آنچه خدا از ما انتظار دارد ، ( که ما را در برابرش
    مسئول می سازد ،فقط به نفع خود ماست ،و الا

    خدا بی نیاز مطلق است از هر چیزی )

    خود بخوانید حدیث مفصل ، اختیار ، انتخاب و مسئولیت را از این گفته ناقص .



    مرداد ماه 1388

Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1399 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2020 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت 07:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.