سلام من يك دانشجوي 20ساله هستم كه چند وقته كه به ازدواج فكر مي كنم ولي شغلي ندارم .
حالا چند وقته كه توي اين فكرم كه با دختر ايده آل خودم نامزد كنم.
تا هم همديگرو خوب بشناسيم (كانلتر از سؤال و جوابهاي قبل از ازدواج) هم اينكه به گناه آلوده نشم(دوسيس با دختران).
حالا از شما هم نظر مي خوام چون با كتاب خوندن چيزي آيد من نشده لطفاً بجوابيد.
ممنون.....
سلام
بهتره اينجوري توضيح بدم كه من الان 4 ترم ميشه كه با يك دختر خانم كه توي دانشگاه هست آشنا شدم و تا حدودي از اخلاق ايشون خبر دارم و از ظاهرشون هم خوشم اومده ولي مشكلاتي دارم كه مانع از جلو رفتنم ميشه كه يكيش كاره و ديگري درسم كه مي ترسم وقتي با ايشون نامزد كنم به درسم لطمه وارد بشه و هم مي ترستم كه اگه با ايشون در ميان نگذارم ايشون ازدواج كنن و من حسرت به دل بمونم .
و از يك طرف هم نياز جدي به ازدواج دارم( از نظر عاطفي ) كه براي اين مهم كلاسهاي جورواجور رفتم و كتابهاي پر مغزي خوندم كه برخي از اين كتابها حتي دانشجو رو هم شاغل دونستنن و من رو راغب تر كردند ولي هنوز دودلم كه آيا با خانواده صحبت كنم يا نه .
درضمن من از اون دسته از آدمام كه ميگن ازدواج بايد زود سر بگيره.
لطفا كمكم كنيد به نظرتون نياز دارم.
از شما مدير همدردي هم نظر مي خواهم. نظر شما براي من مهم است.
با تشكر

با سلام
دوست عزیز این که همش شد ترس .پس توکل به خدا چی شد؟
بهتر است که انقدراین پا واون پا نکنی؟
دل روبزن به دریا وبرو خونشون.وتمام مشکلات رابرای ایشون توضیح بدین تا ببینین خدا چی میخواد
من یه پیشنهاد دیکه دارم شما با خود این دختر خانم صحبت کنین و بهش بکین که تصمیم دارین به خواستکاری ایشون برین ولی به خاطر همین مشکلاتی که عنوان کردین فعلا نمی تونین و از ایشون بخواین که پای شما صبر کنه تا شما یکم شرایطتون جور بشه مثلا یه سال ازش مهلت بخواه تا همه جیز رو جور کنی توی این مدت کم کم موضوع رو به خونواده ات بگو و دنبال یه کار پاره وقت باش که به درست هم لطمه نحوره
البته ایشون رو هم از کارهایی که داری انجام می دی مطلع کن تا فکر نکنه که سر کارش گذاشتی اگه بفهمه که واقعا می خوای باهاش ازدواج کنی یه سال که هیچی 10 سال هم بخوای پات می مونه
در مورد خانواده تان و اعتقادات خانواده و وضع اقتصادی خانواده تان توضیح دهید تا راهنمائی بهتری بگیرید . آیا فکر می کنید با مخالفتهای جدی خانواده روبرو می شوید ؟ آیا روی پشتیبانی خانواده می توانید حساب کنید ؟
همچنین در صورتی که از خانواده اون بنده خدا اطلاعاتی دارید نیز آن را عنوان کنید .
درود بر پسر عاشق
پسرم،شما هنوز از نظر علمی در سنین نخست جوانی هستید و لاجرم احساسات بر خردت چیرگی دارد؛باید این را بدانی که در این سن نمی توانی تصویر درستی از مسئولیت پذیری و سختیهای ازدواج داشته باشی و از سویی چون همه جوانان نورسیده تننها در جهان خیالی که با معشوقت باشی،بسر می بری.
در این دوره زمانه نخست باید درست را تمام کرده،سربازی رفته و کاری با درآمدی که بتوانی پایین ترین امکانات را برای یک زندگی مشترک تهه کنی،داشته باشی و این در حدود هشتصد هزار توان در تهران،پانصد در شهرهای بزرگ و سیصد تا چهارصد در بقیه نقاط است.
همه اینها به پنج تا شش سال زمان نیاز دارد؛در ضمن در دانشگاه با این موارد زیاد برخورد می کنی و چون دختری که همسن توست،به هر حال زودتر ازدواج می کند،پس باید وافعیت را بپذیری.زیاد هم غصه نخور،چون پس از مدتی همه چیز از یادت می رود و دختر هم فراوان است؛شاید اندکی از گفته های بنده دلگیر شده ای یا پیش خودت می گویی:
این بابا چرا اینقدر دودوتا چهار تا و بی رحمانه نظر میدهد؟!البته چون در سنی هستی که احساسات رقیق جوانی بر تو غلبه دارد،حق داشته و توان دیدن تلخیهای واقعیات را نداری،اما از تو می خواهم تا شرایط و لوازم ازدواج را کامل بدست نیاورده ای،به آن فکر هم نکن.افزون بر اینها 20 سالگی برای ادواج یک پسر بسیار زود است.
به هر حال امیدوارم آگاهی بیشتری داشته و نیز شکیبایی و واقعبینی بیشتر و بیشتر.
سلام mr.khalaji
خيلي طرز نگرشتون به زندگي اميدوارانه و شيرين است. سعي كن حفظش كني.
من از پتانسيلهاي شما و خانواده اتان اطلاعي ندارم. همچنين از سخت كوشي واعتماد به نفستون و مسائل اعتقادي و ...
معمولا وقتي تصميم خودت را براي ازدواج گرفتيد، بايد با خانواده به نرمي در ميان بگذاريد و وضعيت و شرايط خودتو معيارهاي ازدواج را دقيق ترسيم كنيد.
بسته به شرايط هر فردي ممكن است زمينه هاي مساعدي براي ازدواج محيا شود.
مثلا فردي را مي شناسم كه با توافق خانواده ها 3 الي 4 سالي به صورت عقدي با هم در ارتباط بودند و بعد خانواده ها زمينه و بستر كار براي آقا را فراهم كردند.
موردي هم بود كه تا فراهم آمدن كار براي آقا، خانم تقبل هزينه هاي زندگي را كرده بود.
مواردي هم در اوائل خانواده ها حمايت كردند.
در بعضي مواقع هم طرفين يك تعهدي به هم مي دهند تا وضعيت تحصيلي يا سربازي روشن شود.
و هم اينها وقتي قابل بررسي هست كه اين خواسته شما از ذهنت به زبانت بيايد و در واقعيات با خانواده و ديگران مطرح شود.
زياد عجله نكنيد.
صرف احساس داشتن به يك دختر به معني خوشبخت شدن انحصاري شما با ايشون نيست.
سلام درسته درس و سربازی و بی پولی و بی مسکنی و....باعث شده سن ازدواج بالاتر بره اگه دقت کنین تمام مسائل مطرح شده مادی اند وهمین این مسائل مادی سن این امر مقدسه و عزیزی توی اسلام رو زیاد کرده اما اینم میدونم که ازدواج به موقع چقدر شیرین و پرهیجان وبامزه هست چه قله هایی هست که پابه پای همراهت میتونی کشف کنی ولی هر جه سن بالاتر میره هرچقد سن بالاتر میره نمیدونم این هیجان و شیرینی و شور کم میشه بعضی خامی های بامزه رو کم میکنه البته این دید من بیست سه ساله هست بعضی ها هی میگن خوب هرچه سن بالاتر میره موارد عشقی هم زیاد میشه چرا باید تجربه عشق تا موارد بالا افزایش پیدا کنه اگه کسی بتونه دریچه قلبت رو باز کنه بهتره این دریچه بسته بشه کلیدش هم برا همیشه گم بشه تا عشق وارد شده دیگه هیچ وقت نتونه خارج بشه قلب کاروانسرا نیست که درش هی باز بمونه قلب حرمت و قداست داره پس بهتره شما هم به احادیث و ندای قلبتون گوش بدین و اقدام به ازدواج کنین اول به خدای مهربانن توکل کنین